( 1 )
حديث اسراء 19
و بردن شبانهء پيامبر از مسجد الحرام به مسجد اقصى و آياتى كه ظاهر شد .
خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد .
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
. « منزّه است آنكه برد در شبى بندهاش را از مسجد الحرام به مسجد اقصى كه پيرامونش را بركت دادهايم ، تا بنماييم او را از آيات خود ، بدرستى كه او شنوا و بيناست » « آيهء اول سورهء 17 » .
از ابن شهاب و هم از عروة بن زبير روايت است كه بردن شبانهء پيامبر به بيت المقدس يك سال پيش از هجرت اتفاق افتاده است .
اسماعيل سدّى مىگويد نمازهاى پنجگانه در بيت المقدس و در شب معراج بر پيامبر ( ص ) واجب شد و اين شانزده ماه قبل از هجرت آن حضرت بود .
شدّاد بن اوس مىگويد به پيامبر گفتيم حركت شبانهء شما چگونه بود ؟
فرمود با اصحاب خود در مكه نماز عشا را گزاردم و عمامه بسر پيچيده بودم ، در آن هنگام جبرئيل با مركبى سپيد كه از خر بزرگتر و از استر كوچك تر بود پيش من آمد و گفت سوار شود ، مركب از من سرپيچى نمود جبرئيل در گوش آن چيزى گفت و مرا بر آن سوار كرد ، و به راه افتاد سخت هموار و تيزرو . پاى خود را همانجا مىنهاد كه آخرين حدّ ديد او بود به سرزمين رسيديم كه درختان خرما داشت ، جبرئيل مرا فرود آورد و گفت نماز بگزار چون نماز گزاردم سوار شديم ، جبرئيل پرسيد فهميدى كجا نماز خواندى ؟ گفتم خدا داناتر است ، گفت در بيت لحم نماز خواندى ، جائى كه زادگاه عيسى بن مريم عليه السلام است ، سپس همچنان مرا برد تا وارد مدينه شديم و از درب يمانى و بجانب مسجد پيش رفتيم . مركب را جبرئيل بست و از درى كه آفتاب و ماهتاب از آن به مسجد مىتابد وارد شديم و در جاهاى مختلف آن نماز گزاردم و در اين هنگام سخت تشنه شدم دو ظرف براى من آوردند كه در يكى شير بود و در ديگرى عسل و هر دو را براى من فرستاده بودند من در انتخاب يكى مردد بودم خداى مرا رهنمونى فرمود و شير را انتخاب كردم و نوشيدم ، و چنان تا آخر ظرف را آشاميدم كه ظرف به پيشانى من خورد .
پير مردى در برابرم تكيه زده بود بجبرئيل گفت دوست تو فطرت را برگزيد