( 1 ) را براى مذاكره در مورد فديهء اسيران به مدينه فرستادند و هر قبيلهاى فديهء اسيران خود را با رضايت طرفين پرداخت كرد .
عباس بن عبد المطلب به پيامبر گفت ، اى رسول خدا ، من مسلمان بودم ، پيامبر فرمود ، خداوند متعال بهتر مىداند و اگر اين طور باشد كه مىگويى ، خدا به تو جزاى خير عنايت خواهد فرمود ، امّا ظاهر مطلب اين است كه عليه ما به جنگ آمدهاى ، و تو نبايد فديهء خود و دو برادرزادهات نوفل بن حرث بن عبد المطلب و عقيل بن ابى طالب و هم پيمان خود عتبه بن عمرو را بپردازى .
عباس گفت من اين قدر ثروت ندارم . پيامبر فرمود آن مالى كه زير خاك پنهان كردهاى و فقط خودت و همسرت ام الفضل بوديد و به او گفتى كه اگر در اين سفر از بين رفتم اين مال از پسرانم فضل بن عبد الله و قثم باشد كجاست ؟
عباس گفت اى رسول خدا ، به خدا من ميدانم كه تو فرستادهء خدايى چون اين موضوع را هيچكس جز من و همسرم نمىدانست .
سپس عباس گفت ، بيست وقيه طلا همراه من بود كه به غنيمت گرفته شده است ، فديهء مرا از همان محل حساب كنيد ، پيامبر ( ص ) فرمود ، نه ، آن چيزى است كه خدا به ما عنايت فرموده است . عباس ناچار فديهء خود و دو برادر زاده و هم پيمانش را پرداخت و آيهء زير در مورد او نازل شده است .
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ ، قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الْأَسْرى إِنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْراً يُؤْتِكُمْ خَيْراً مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ
.
« اى پيامبر ، به كسانى كه در دست شما اسيرند بگو ، كه اگر خدا در دلهاى شما خيرى را بداند ، به شما بهتر از آنچه كه از شما گرفته شده است خواهد داد و شما را مىآمرزد و خدا آمرزندهء مهربان است » آيهء 72 سورهء هشتم .
عباس مىگفت ، خداوند متعال عوض آن بيست اوقيه طلا ، در اسلام بيست خدمتكار به من ارزانى داشته است كه در دست همهء آنها سرمايهء من قرار دارد و برايم بازرگانى مىكنند بعلاوه آرزومندم كه مشمول مغفرت و رحمت الهى باشم .