تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
( 1 ) ابو حذيفه هم مىگويد به خدا هرگز از اين كلمه‌اى كه گفته بودم خود را در امان الهى نمىديدم و از اين مىترسيدم كه آمرزيده نشوم و ميخواستم كه جبران شود . ابو حذيفه در جنگ يمامه بدرجهء شهادت رسيد . ابن اسحق مىگويد ، پيامبر ( ص ) از كشتن ابو البخترى هم نهى فرموده بود ، زيرا او در مكه مردم را از آزار پيامبر منع مىكرد و خودش هم هيچگاه آن حضرت را آزارى نرسانده بود و كارى هم از او سر نزده بود كه ناخوشايند باشد . ابن اسحق سپس داستان خوددارى ابو البخترى را از اسارت و كشته شدنش را نقل نموده است . از ابن عباس روايت است كه چون روز جنگ بدر به شب رسيد ، و اسيران را در خيمه‌اى زندانى كرده بودند پيامبر ( ص ) در اول شب همچنان بيدار ماند و خوابش نمىبرد ، يكى از اصحاب پرسيد شما را چه مىشود ؟ چرا نمىخوابيد ؟ و يكى از انصار عباس را اسير كرده بود ، پيامبر فرمود صداى آه و نالهء عمويم عباس را مىشنوم كه در بند است و خوابم نمىبرد ، بندهاى عباس را گشودند و آن حضرت خوابش برد . همچنين مىگويد ، در جنگ بدر عباس كه مردى توانگر بود از همه بيشتر براى خود فديه پرداخت كه معادل صد وقيه طلا بود ، ( هر وقيه معادل هفت مثقال است ) . در بغداد براى من از قول انس بن مالك روايت كردند كه گروهى از انصار از حضرت پيامبر اجازه خواستند تا فديهء عباس را كه از او به خواهرزادهء خود تعبير مىنمودند بپردازند ولى پيامبر ( ص ) فرمود ، نه به خدا حق نداريد حتى يك درهم از خود بپردازيد اين مطلب را بخارى در صحيح خود آورده است . موسى بن عقبه هم مىگويد ميزان فديه‌اى را كه براى آزادى اسيران تعيين شده بود چهل وقيه طلا بود ، كه پس از اينكه آنها را به مدينه آوردند فديهء خود را پرداختند و غالبا در فديه دادن هم نسبت به يك ديگر افزونى مىجستند و هر كس سعى مىكرد حتى الامكان از ديگرى بيشتر بپردازد . زهرى و گروه ديگرى ضمن نقل اين موضوع مىگويند ، قريش گروهى
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 304 | محمود مهدوى دامغانى / أحمد بن الحسين البيهقي