( 1 )
تحرير جنگ بدر و بيان آن از مغازى موسى بن عقبه كه در نظر دانشمندان درستترين كتاب مغازى است . چيزهائى كه در آن ساقط شده باشد در اخبار متفرقه خواهيم آورد .
در بغداد برايم روايت كردند كه هر گاه از امام مالك مىپرسيدند كدام كتاب مغازى را بخوانيم ، مىگفت بر شما باد به كتاب مغازى مرد نيكوكار موسى بن عقبه كه صحيحتر كتب مغازى است .
اسماعيل بن ابراهيم بن عقبه از عموى خود موسى بن عقبه موضوع جنگ بدر را چنين روايت مىكند . پس از كشته شدن ابن حضرمى پيامبر ( ص ) دو ماه در مدينه درنگ فرمود ، در آن هنگام ابو سفيان همراه كاروانى از قريش از شام بر مىگشت ، هفتاد سوار از قبائل مختلف قريش همراه كاروان بودند و از جمله مخرمة بن نوفل و عمرو بن عاص ، كالاها و اندوختهء بسيارى از اهل مكه در آن كاروان بود و گفته شده است كه كاروانشان هزار شتر بوده است ، هر يك از قريش كه سرمايهء قابلى داشت همراه ابو سفيان نموده بود مگر حويطب بن عبد العزى كه سهمى در كاروان نداشت ، و به همين جهت هم در جنگ بدر حضور نداشت و از شركت در آن خوددارى كرد .
موضوع كاروان را بعرض پيامبر رساندند و در آن موقع و پيش از آن مسلمانان و كفار مكه در حال جنگ بودند ، چه ابن حضرمى كشته شده بود و دو نفر هم عثمان بن حكم را اسير كرده بودند ، چون اين مطلب را بعرض پيامبر رساندند ، پيامبر عدىّ بن ابى الزغبا را كه از انصار بود و از قبيلهء بنى غنم و اصل او هم از منطقهء جهينه بود و بسبس بن عمرو را براى كسب خبر گسيل فرمود ، آن دو به راه افتادند تا به گروهى كه در جهينه نزديك دريا سكونت داشتند رسيدند و از ايشان در مورد كاروان و اخبار مربوط به آن تحقيق نمودند و به حضور پيامبر برگشتند و گزارش خود را دادند .
در اين هنگام كه ماه رمضان بود مسلمانان به قصد مقابله با كاروان از مدينه بيرون آمدند ، از آن سو ، ابو سفيان كه از پيامبر و يارانش سخت مىترسيد به مردم جهينه كه رسيد پرسيد آيا چيزى از محمد ( ص ) احساس نكرديد ؟ آنها خبر دو سوار يعنى عدى و بسبس را به او دادند و خوابگاه شترهاى آن دو را نشانش