( 1 ) قتاده مىگويد در جنگ بدر چشم قتاده بن نعمان چنان ضربتى خورد كه تخم آن از حدقه بيرون آمد و مايع آن بر روى گونهاش روان شد ، خواستند آن را ببرند و از پيامبر پرسيدند ، فرمود ، نه و او را فرا خواند و چشمش را با كف دست خود در جاى آن نهاد و چنان شد كه نمىفهميد كداميك از چشمهايش صدمه ديده است .
رفاعة بن رافع بن مالك مىگويد ، در جنگ بدر مردم بر گرد اميّه بن خلف جمع شده بودند ، من هم به طرف او رفتم و ديدم قطعهاى از زرهء او از زير بغلش آويخته است ، من با نيزه ضربتى زدم و با شمشير خود آن را جدا كردم ، و هم در آن روز تيرى به چشم من خورد و كور شد . پيامبر ( ص ) آب دهان خود را به چشم من انداخت و برايم دعا فرمود و چشم من به حال اوّل برگشت و هيچ اذيت و آزارى از آن تير نديد
.
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 265
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٦٥