( 1 ) كثيف بود .
و پيامبر هر گاه در جنگى پيروز مىشد معمولا سه شب در صحنهء نبرد مىماند ، و روز سوّم پس از جنگ بدر ، دستور فرمود مركب را آماده ساختند و بار و بنهء حضرت را بر آن نهادند و به راه افتادند و اصحاب هم از آن حضرت پيروى نمودند .
گويد تصور كرديم كه پيامبر كارى دارد ولى آن حضرت در كنار آن چاه كه لاشهها را در آن فرو ريخته بودند ايستاد و آن كشتگان را به نام و نام پدرانشان صدا ميزد و مىفرمود اى فلان پسر فلان ، آيا براى شما بهتر و آسانتر نبود كه از خدا و رسولش اطاعت كنيد ؟ ما كه آنچه را خداى ما وعده فرموده بود حق يافتيم ، آيا شما هم آنچه را كه خدايتان وعده فرموده بود حق يافتيد ؟ عمر گفت اى پيامبر خدا با پيكرهائى كه روح ندارند گفتگو مىفرمائى ؟
فرمود سوگند به آن كسى كه جان من در دست اوست شما نسبت به آنچه كه مىگويم شنواتر از ايشان نيستيد ، قتاده مىگويد خداوند آنها را زنده ساخت تا گفتار محمد ( ص ) را كه براى كوچك ساختن و سرزنش و مايهء اندوه و پشيمانى بود بشنوند .
اين حديث را بخارى و مسلم هم در صحيح خود آوردهاند . ضمنا در روايت قتاده پاسخ اعتراض عايشه هم داده شده است زيرا او منكر اين بوده است كه پيامبر ( ص ) بتواند مطلبى را به مردگان بشنواند .
از ابن عمر روايت است كه مىگفت پيامبر ( ص ) كنار چاه بدر كه لاشه ها را در آن ريخته بودند ايستاد و فرمود ايشان آنچه را كه بگويم مىشنوند ، عايشه مىگفتم پيامبر چنين نفرموده است بلكه فرمود حال ميدانند كه آنچه به ايشان مىگفتم حق است و نشيمنگاههاى ايشان پر از آتش شده است ، و خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد
إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى
و
وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ إِنْ أَنْتَ إِلَّا نَذِيرٌ
.
« بدرستى كه تو نمىشنوانى مردگان را ، و تو شنوانندهء آنان كه در گورند نيستى و نيستى تو مگر بيم كننده » قسمتهائى از آيات 80 سورهء 27 و 22 سورهء 35 .