تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
( 1 ) شما غلبه نخواهد كرد و من هم همراه و ياور شمايم ، و چون دو گروه در برابر يك ديگر صف كشيدند ابو جهل گفت پروردگارا هر گروهى را كه به حق شايسته‌ترند و نزديك تر به حق ، يارى فرماى و پيامبر ( ص ) دست بسوى آسمان بر افراشت و عرضه داشت پروردگارا اگر اين گروه مسلمانان نابود شوند ديگر كسى هرگز ترا نخواهد پرستيد . در اين هنگام جبرئيل به پيامبر گفت مشتى خاك بردارد و بسوى ايشان پرتاب نمايد و پيامبر چنان فرمود و آن را به چهرهء دشمن پاشاند از اين مشت خاك چهره و بينى و چشم و دهان همهء مشركان خاك آلود شد و روى به گريز نهادند جبرئيل متوجه شيطان شد و او دست يكى از مشركان را در دست داشت و چون جبرئيل را ديد دست آن مرد را رها كرد و خود و پيروانش روى به گريز نهادند . آن مرد مشرك بانگ برداشت كه اى سراقه به كجا ميروى ؟ مگر نمىگفتى كه همراه ما خواهى بود ؟ گفت .
إِنِّي أَرى ما لا تَرَوْنَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ وَ اللَّهُ شَدِيدُ الْعِقابِ
« من مىبينم آنچه را كه شما نمىبينيد و من از خدا مىترسم و خداى سخت شكنجه است » قسمتى از آيهء 48 سورهء هشتم . و اين هنگامى بود كه فرشتگان را ديده بود . ابو بكر بن سلمان مىگويد شنيدم كه مروان بن حكم از حكيم بن حزام دربارهء روز بدر مىپرسيد و او هم خوش نمىداشت كه صحبتى بكند و چون مروان اصرار كرد حكيم گفت برخورد نموديم و خوب جنگ مىكرديم ناگاه صدائى از آسمان شنيدم مانند فرو ريختن ريگ در طشت و پيامبر ( ص ) مشتى سنگ‌ريزه برگرفت و پرتاب نمود و ما گريختيم . واقدى هم از قول نوفل بن معاويه ديلى روايت مىكند كه مىگفت روز جنگ بدر ما گريختيم در حالى كه صدايى همچون فرو ريختن سنگ بر طشت مىشنيديم و گوئى اين صدا را از پشت سر و ميان دل‌هاى خود احساس مىكرديم و اين مسأله موجب ترس شديد ما شد . و هم حكيم بن حزام مىگويد كه روز بدر از آسمان صدايى شنيديم همچون ريزش سنگ بر طشت و پيامبر ( ص ) از همان ريگ‌ها بسوى ما پرتاب مىفرمود و هيچكس از ما باقى نماند .
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 253 | محمود مهدوى دامغانى / أحمد بن الحسين البيهقي