تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
( 1 )

مجموعهء ابواب جنگ بدر بزرگ 42

: پيش گويى پيامبر ( ص ) در مورد مشركانى كه در جنگ بدر كشته خواهند شد كه از نشانه‌هاى نبوت آن حضرت است .

عبد الله بن مسعود مىگويد ، سعد بن معاذ به قصد عمره به مكه رفت و در خانهء اميّه بن خلف بن صفوان وارد شد اين اميه هم هر گاه براى تجارت به شام ميرفت در مدينه به خانه سعد بن معاذ ميرفت . اميه به سعد گفت صبر كن كه ظهر شود و مردم پراكنده شوند و آن وقت براى طواف برو ، اتفاقا در همان حال كه سعد طواف مىكرد ابو جهل جلو آمد و از اميه پرسيد اين كيست كه طواف مىكند ؟ سعد گفت من سعدم ، ابو جهل گفت تو در كمال امنيت مشغول طواف هستى و حال آنكه محمد ( ص ) و اصحاب او را پناه داده‌ايد ؟ و بين ابو جهل و سعد بگو مگو بالا گرفت ، اميه به سعد گفت بر سر ابو جهل داد مكش كه او سرور اين سرزمين است ، در عين حال سعد به ابو جهل گفت به خدا قسم اگر مانع طواف من بشوى موجب مىشوم كه بازرگانى تو با شام قطع شود ، اميه هم همچنان به سعد مىگفت داد و بيداد مكن و ميخواست كه او را آرام كند سعد خشمگين شد و گفت اى اميّه خودت هم دست از سر من بدار زيرا من از محمد شنيده‌ام كه ترا خواهد كشت . اميّه با ناراحتى پرسيد مرا ؟ سعد گفت آرى و به خدا قسم كه محمد ( ص ) دروغ نمىگويد و اين مطلب به زودى صورت خواهد گرفت ، اميه به زن خود گفت اين برادر يثربى من چنين مىگويد ، او به اميه گفت به خدا سوگند كه محمد ( ص ) هرگز دروغ نمىگويد چون قريش آهنگ بيرون رفتن براى جنگ بدر نمودند و بانگ آماده باش برخاست ، همسر اميّه به او گفت آيا آن چه را كه دوست يثربى تو گفت بخاطر دارى ؟ گفت آرى و من نخواهم رفت ولى ابو جهل به اميّه گفت تو از اشراف مكه‌اى حتى اگر براى يكى دو روز هم باشد با ما بيا و چنين كرد و كشته شد . اين مطلب را بخارى در صحيح خود آورده است . اين روايت بطرق ديگر هم از عبد الله مسعود نقل شده است كه سعد بن معاذ مىگفته است از دوستان اميه بن خلف بوده است ، و اميه هر گاه كه به مدينه مىآمده در خانهء سعد وارد مىشده است و هر گاه سعد به مكه ميرفته در خانهء اميه بن خلف وارد مىشده است . پس