( 1 )
باب گسيل داشتن پيامبر ( ص ) عموى خود حمزة بن عبد المطلب 40
و عبيدة بن حارث و سعد بن ابى وقاص و جنگ ابواء كه به ودّان هم معروف است و جنگ بواط كه همان رضوى است و جنگ عشيرة و بدر نخستين .
از موسى بن عقبه و ابن شهاب نقل شده است كه اندكى پس از وصول به مدينه پيامبر ( ص ) حمزه را همراه سى سوار روانه فرمود و آنها به راه افتادند و چون به سيف البحر كه نام بخشى از سرزمين جهينه [ 48 ] است رسيدند با ابو جهل بن هشام كه همراه يكصد و سى نفر از مشركان بود برخورد نمودند ، ولى مجدى بن عمر جهنى كه با هر دو طرف پيمان مودت داشت خود را ميان آنها انداخت و مانع از بر خورد و درگيرى شد و هر دو گروه وساطت او را پذيرفته و بازگشتند و جنگى ميان ايشان در نگرفت ، پس از اين مدتى پيامبر درنگ فرمود و آنگاه جنگ را آغاز نمود .
اولين غزوه را در صفر سال دوّم هجرت كه دوازدهمين ماه ورود بمدينه بود بدين ترتيب آغاز نمود كه همراه شصت نفر از مهاجران اوليه به ابواء حركت كردند و كسى از انصار در اين جنگ شركت نداشت عبيده بن حارث بن عبد المطلب هم بر ايشان گذشت و با گروهى بزرگ از مشركان در كنارهء چاههاى آبى كه احياء ناميده مىشد و از توابع رابغ شمرده مىشد برخوردند و شروع به تيراندازى كردند مسلمانان عقبنشينى كردند و در عين حال گويى فرشتگانى عوض ايشان مىجنگيدند ، مسلمانان در منطقهء ثنية المرّة فرود آمدند و سعد بن ابى وقاص همچنان با تير اندازى دفاع مىكرد و سپس هر دو طرف پراكنده شدند ، نخستين كسى كه در اين جنگ شروع به تير اندازى نمود هم سعد بن ابى وقاص بوده است و اين نخستين روزى بود كه مسلمانان و مشركان بعنوان جنگ رو به روى هم قرار گرفتند ، و هم در اين جنگ عتبه بن غزوان و مقداد بن اسود كه قبلا مسلمانان شده بودند و خود را همراه مشركان كرده بودند كه ظاهرا به جنگ عبيده بن حارث بروند گريختند و به مسلمانان پيوستند .
ابن اسحق مىگويد پيامبر براى جنگ آماده مىشد تا فرمان خدا را در
هامش
[ ( 48 ) ] - جهينه : نام قبيلهاى است كه ساكن كنارههاى دريا بودند .