( 1 ) « اگر ايمان آوردهايد به خدا ، و آنچه كه بر بندهء خود در روز فرقان و روز بر خورد دو گروه فرستادهايم » « آيهء 41 سورهء 8 » و منظور از برخورد دو گروه بر خورد پيامبر و مسلمانان با مشركان در جنگ بدر است .
ابن اسحق از ابو جعفر محمد بن على بن الحسين ( ع ) روايت مىكند كه فرمود برخورد مسلمانان و مشركان در جنگ بدر سپيدهدم جمعه هفدهم رمضان بوده است .
ابو بكر بن فورك از بشر بن حزن نصرى روايت مىكند كه شتر داران و گوسپند داران در حضور پيامبر افتخار ميكردند ، حضرت فرمود داود به پيامبرى برگزيده شد و موسى به نبوت مبعوث گرديد در حالى كه هر دو چوپان بودند من هم به پيامبرى برانگيخته شدم در حالى كه گوسپندان خانوادهء خود را در جياد بچرا ميبردم و چوپانى ميكردم .
« باب آغاز بعثت و نزول وحى و آياتى كه در آن هنگام از قبيل سلام كردن سنگ و درخت اتفاق افتاد و تصديق ورقه بن نوفل » 46
ابو عبد الله الحافظ از عروة از عايشه نقل مىكند كه ميگفت نخستين علامت وحى كه بر پيامبر ظاهر شد اين بود كه در خواب فرشتگان نكوكار در سپيدهدم بر او ظاهر ميشدند ، پس از اين تا مدتى عزلت و گوشهنشينى را دوست ميداشت و به غار حرا ميرفت و چند شبانه روز در خلوت و ستايش و پرستش مىگذراند زاد و توشه اندكى با خود بر ميداشت و هر گاه نزد خديجه ميآمد دوباره زاد و توشهاى بر ميگرفت ، تا اينكه نا گاه حق بر او ظاهر شد ، و آن چنان بود كه فرشته پيش او آمد و گفت بخوان پيامبر مىگويد گفتم نمىتوانم بخوانم ، او مرا گرفت و در آغوش فشرد من به تلاش افتادم رهايم كرد و بار دوم گفت بخوان گفتم سواد خواندن ندارم همچنان مرا فشرد و رها ساخت و بار سوم گفت بخوان همان پاسخ را گفتم و او همچنان مرا در بر گرفت و سپس رهايم ساخت و گفت « بخوان بنام پروردگارت كه آفريده است . . . » آيهء 1 سورهء 96 .
پيامبر برگشت در حالى كه شانههايش ميلرزيد و چون پيش خديجه آمد گفت مرا بپوشانيد ، او را پوشاندند تا ترس و حالت لرزه مرتفع شد آنگاه از خديجه