( 1 ) مىكردند و گاه فال نيك ميزدند و مىگفتند پيامبرى بر آيين ابراهيم ( ع ) از ميان عرب مبعوث خواهد شد كه نامش احمد است و اين نام را از قول پيامبران خود و در كتابهاى آسمانى خود ديده بودند ، خداوند متعال هم در آيه 156 سوره 7 مىفرمايد :
الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ
« كسانى كه پيروى مىكنند از پيامبرى امّى كه او را در تورات و انجيل ياد شده يافتهاند » .
و هم خداوند متعال در آيهء 6 سورهء 61 مىفرمايد : « هنگامى كه عيسى بن مريم گفت اى بنى اسرائيل من فرستادهء خدايم براى شما و آنچه را كه از تورات نزد من است تصديق مىكنم و مژده مىدهم به پيامبرى كه پس از من مىآيد و نامش احمد است » و خداوند متعال مىفرمايد « محمد فرستادهء الهى است و كسانى كه همراه اويند بر كافران سخت گيرند » آيهء 30 سورهء 48 و هم در آيهء 84 سورهء 2 مىفرمايد « آنان قبلا وسيلهء پيامبر آرزوى پيروزى بر كافران مىكردند ، تا آنجا كه مىگويد : پس گرفتار خشمى پس از خشمى شدند و براى كافران شكنجهاى خوار كننده است » .
ابن اسحق مىگويد اعراب بىسواد بودند نه كتابى خوانده بودند و نه عهد و پيمانى با پيامبرى بسته بودند و نه از بهشت و دوزخ و برانگيخته شدن پس از مرگ اطلاعى داشتند ، البته مطالبى جسته و گريخته از اهل كتاب مىشنيدند كه آن هم در دل ايشان ثابت نبود ، در عين حال اخبار مربوط به ظهور حضرت پيامبر پيش از بعثت كم و بيش وسيلهء دانشمندان مسيحى و يهودى منتشر مىشد .
چنان كه از عاصم بن عمر بن قتاده نقل است كه مىگفت هيچيك از اعراب به اندازه ما در مورد ظهور پيامبر اطلاع قبلى نداشت ، علت آن هم اين بود كه ما با گروهى از يهوديان ميزيستيم و ما بتپرست بوديم ، هر گاه كارى ميكرديم كه ناراحت مىشدند ، مىگفتند زمان آن نزديك است كه پيامبرى مبعوث شود و ما از او پيروى خواهيم نمود و همهء شما را خواهيم كشت ، همچنان كه قوم عاد و ارم كشته شدند ، و چون خداوند پيامبر را بر انگيخت ما به آن حضرت گرويديم و آنها