تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
( 1 ) است و او بود كه پيامبر ( ص ) را سرزنش نمود و خداوند آيه را نازل فرمود كه هر كس محمد را سرزنش كند خود بى عقب و ابتر است . ابن عباس مىگويد خديجه براى پيامبر دو پسر و چهار دختر آورد قاسم و عبد الله ام كلثوم زينب و فاطمه و رقيّه . از مصعب بن عبد الله زبيرى روايت است كه بزرگترين فرزند رسول خدا قاسم بود و پس از او به ترتيب زينب ، عبد الله ، ام كلثوم ، فاطمه و رقيه رضوان الله عليهم بوده‌اند ، قاسم نخستين فرزندى بود كه در مكه در گذشت بعد عبد الله مرد و خديجه شصت و پنج سال عمر كرد يا پنجاه و پنج سال كه اين صحيح‌تر است . همچنين جعفر هاشمى روايت مىكند كه فاطمه ( ع ) در چهل و يك سالگى پيامبر متولد شده است . عبد الله بن حارث روايت مىكند كه مردم دربارهء ازدواج پيامبر ( ص ) و خديجه مختلف صحبت مىكردند عمار ياسر گفت مردم در اين باره گوناگون و زياد صحبت مىدارند و هيچكس به اندازهء من اين مطلب را نمىداند من هم سن و سال پيامبر و دوست صميمى آن حضرت بودم روزى همراه پيامبر بيرون رفته بوديم در محله خروره به خواهر خديجه برخورديم كه بر روى تشك پوستى كه خريده بود نشسته بود ، او مرا صدا زد من پيش او رفتم پيامبر ( ص ) هم منتظر ايستاد . خواهر خديجه به من گفت اين دوست تو دلش نميخواهد كه با خديجه ازدواج كند ؟ من برگشتم و اين موضوع را با پيامبر در بين گذاشتم ، حضرت فرمود چرا قسم بجان خودم ، من دوباره پيش خواهر خديجه رفتم و پاسخ پيامبر را به او گفتم ، گفت فردا صبح به خانهء ما بيائيد ، فرداى آن روز صبح زود به خانه آنها رفتيم ديديم گاوى كشته‌اند و پدر خديجه جامهء زيبائى پوشيده و بوى خوشى به كار برده است ، خديجه با برادر خود صحبت داشته بود و او هم با پدر صحبت كرده بود خويلد شراب خورده و مست بود و فرزندش دربارهء پيامبر و ارزش و اهميت آن حضرت صحبت داشت و خواهش كرد كه خديجه را بهمسرى پيامبر در آورد و او هم موافقت نمود و از گوشت گاو خوراك فراوان تهيه كرده بودند و زن و شوهر هم از همان غذا خوردند ، پدر خديجه چون از مستى هوشيار گرديد گفت اين جامه