تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
( 1 ) ديدم كه قرمز بود پرسيدم چرا قرمز است گفتند از عطر و بوى خوش قرمز شده است . اين حديث را بخارى هم در صحيح خود آورده است . ربيعه هم از انس بن مالك روايت مىكند كه مىگفت موهاى پيامبر ( ص ) صاف بود و آويخته نه پيچيده و مجعّد ، چهره‌اش گلگون بود نه سپيد بى نمك و نه گندمگون ، ميانه بالا بود نه بلند قد و نه كوتاه قامت در آغاز چهلمين سال زندگى به پيامبرى مبعوث شد در مكه ده سال و در مدينه هم ده سال اقامت داشت و در شصت سالگى رحلت كرد در حالى كه در سرو ريش او بيست تار موى سپيد نبود . اين حديث را مسلم و بخارى هر دو آورده‌اند ، در روايت ديگرى از انس بن مالك آمده است كه چهرهء پيامبر گندمگون بود . و يا سپيدى بود كه به گندمگونى ميزد . از ابو الطفيل روايت شده است كه مىگفت از كسانى كه پيامبر را ديده‌اند كسى جز من باقى نمانده است و به او گفتند تو پيامبر را ديده‌اى ؟ گفت آرى گفتند او را توصيف كن گفت سپيد نمكين و خوشرو بود . اين حديث را مسلم در صحيح از سعيد بن منصور روايت كرده است . از ابى جحيفه هم روايت شده است كه مىگفت رسول خدا را ديدم سپيد چهره بود و برخى از موهايش سپيد شده بود و حسن بن على ( ع ) بسيار شبيه او بود . اين حديث را مسلم و بخارى هر دو آورده‌اند . محمد بن الحنفيه از قول پدرش على ( ع ) روايت ميكرد كه پيامبر گلگون بودند و هم نافع بن جبير از على ( ع ) روايت مىكند كه چهرهء رسول خدا رنگى مايل بسرخى داشت . اين گفتار على ( ع ) به اين صورت هم نقل شده است كه سپيدى بود كه مايل به سرخى مينمود . گفته شده است قسمتى از پوست بدن پيامبر كه در معرض تابش خورشيد و باد و هوا بود رنگ مايل به سرخى داشت و قسمتهايى كه زير جامه بود سپيد درخشان بود . سراقه بن جعشم مىگفت وقتى به حضور پيامبر رسيدم و نزديك او رفتم ، حضرت بر ناقه‌اى سوار بود و ساق پايش به سپيدى تنهء پوست كنده درخت خرما