( 1 ) پسر كلاب ، پسر مره ، پسر كعب ، پسر لوّى ، پسر غالب ، پسر فهو ، پسر مالك ، پسر نضر ، پسر كنانه ، پسر خزيمه ، پسر مدركه ، پسر الياس ، پسر نضر ، پسر نزارم و هر گاه خداوند مردم را به گروهها تقسيم كرده است ، من در بهترين گروه قرار داشتهام من از طريق زناشوئى صحيح از نسلى به نسل ديگر انتقال يافتهام و هيچيك از سنن جاهليت از زمان آدم ( ع ) تا زمان پدرم مرا آلوده نكرده است من خود و پدرانم از همهء شما و پدرانتان بهتريم .
از ابو هريره هم روايت شده است كه پيامبر ( ص ) مىفرمود من از ميان بهترين گروههاى فرزندان آدم يكى پس از ديگرى برانگيخته شدم تا آنجا كه از ميان مردمى كه از ايشان بودم برگزيده شدم .
اين حديث را بخارى هم استخراج كرده است .
از عايشه روايت شده است كه پيامبر ( ص ) مىگفت جبرئيل گفت همهء زمين از خاور تا باختر را جستجو كردم مردى برتر از محمد نيافتم و فرزندانى بهتر از فرزندان هاشم نديدم .
بيهقى مىگويد ممكن است ميان راويان اين احاديث برخى افرادى باشند كه نقل حديث از ايشان درست نباشد ولى مضمون آنها همه يكى است و برخى برخى ديگر را تاييد مىكنند ، در واقع همان حديث واثله بن اسقع و ابو هريره مورد تأييد قرار ميگيرد و خدا داناتر است .
شخصى نزد براء عازب آمد و گفت اى ابو عماره آيا در جنگ حنين تو هم پشت كردى و فرار نمودى ؟ گفت نه من شاهد بودم كه رسول خدا همچنان پا بر جا ايستاده بود مردم شتاب زده بودند ، قبيله هوازن مردم مسلمان را تير باران مىكردند ، ابو سفيان بن حارث لگام استر سپيد رنگ پيامبر را در دست داشت و پيامبر مىفرمود من پيامبرى هستم كه دروغ نمىگويد من فرزند عبد المطلب هستم . اين حديث را بخارى هم در صحيح خود نقل مىكند .
ابراهيم بن منذر مىگويد به عبد العزيز عمران گفتم لطفا نسب رسول خدا را از پدرش عبد الله تا آدم برايم املا كن ، و او اين چنين املاء نمود « محمد ( ص ) ، عبد الله ، عبد المطلب ، هاشم ، عبد مناف ، قصى ، كلاب ، مرة ، كعب ،
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 117
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص١١٧