تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
( 1 ) مسلم هر دو اين حديث را در صحيح‌هاى خود آورده‌اند . در روايت ديگرى در دنباله آن آمده است ، كه خداوند عطا كننده و من تقسيم كننده‌ام . انس بن مالك مىگويد هنگامى كه ابراهيم فرزند رسول خدا از ماريه متولد شد پيامبر بسيار مايل بود كه كنيهء خود را با نام او به كار ببرد جبرئيل پيش او آمد و گفت سلام بر تو اى ابا ابراهيم .

شرف تبار نژاد و نسب رسول خدا

واثله بن اسقع روايت مىكند كه پيامبر ( ص ) فرمود پروردگار عزّ و جل بنى كنانه را از ميان فرزندان اسماعيل برگزيد ، و از كنانه قريش را انتخاب كرد و از قريش بنى هاشم را و مرا از بنى هاشم برگزيد . اين حديث با اسناد ديگرى هم نقل شده و مسلم هم در صحيح خود آن را آورده است . از امام محمد بن على باقر ( ع ) هم روايت شده است كه پيامبر ( ص ) فرمود خداوند از خلق خود عرب و از ايشان قبيلهء كنانه يا نضر بن كنانه و از ايشان قريش و از قريش بنى هاشم و از بنى هاشم مرا برگزيد . از عباس عموى پيامبر روايت است كه گفت به پيامبر گفتم قريشيان هنگام برخورد با يك ديگر خوشرو هستند و چون با ما برخوردى مىكنند چهره خشمگين دارند بطورى كه گاه آنها را نمىشناسيم ، پيامبر سخت ناراحت شد گفت سوگند به كسى كه جان من در اختيار اوست ، ايمان در دل كسى وارد نمىشود مگر اينكه شما را در راه خدا و رسول دوست بدارد ، گفتم قريشيان مىنشينند و نسب خود را ميشمرند و مثل ترا همچون درخت خرمائى مىدانند كه در شوره‌زار رسته است ، پيامبر گفت خداوند روزى كه خلق را آفريد مرا در بهترين ايشان قرار داد و هنگامى كه آنها را به دو گروه تقسيم نمود مرا در گروه بهتر جاى داد و چون قبائل و خانواده‌ها را پديد آورد مرا در بهترين قبيله و خاندان قرار داد و من از همهء مردم قبيله و خاندان بهترى دارم . نظير اين روايت از ربيعه بن حارث بن عبد المطلب هم نقل شده است كه مىگفت به پيامبر خبر رسيد كه قريش به نسب او طعنه مىزنند و مىگويند