مضاف اليه مبتدا ، لفظ « ما » مضاف اليه ، متعلّق به تعويض ، ماضى مجهول و نائب فاعل جمله خبر ، كاف زائده ، مثل محلا مرفوع خبر براى مبتداى محذوف ، مضاف به سوى قول محذوف ( مثل قولك ) ، امّا مركب از آن مصدريه و ماى زائده عوض از كان محذوف ، اسم كان محذوف ، خبر كان محذوف ، تفريع ، فعل امر و فاعل ، مجموع جمله محلا منصوب مقول قول محذوف .
جانشينكردن ماء زائده بجاى كان ، بعد از ان مصدريّه انجام شده است ، مانند : « امّا انت برّا فاقترب » كه در اصل « ان كنت برّا » بوده است ( چون هستى نيكوكار پس نزديك شو ) .
157
و من مضارع لكان منجزم * تحذف نون و هو حذف ما التزم
استيناف ، متعلّق به تحذف ، متعلّق به عامل مقدّر صفت مضارع ، لفظ كان مجرور ، صفت دوّم ، مضارع مجهول ، نائب فاعل ، عاطفه ، مبتدا ، خبر ، نافيه ، ماضى مجهول و نائب فاعل جمله محلا مرفوع صفت براى حذف .
از مضارع فعل كان كه مجزوم باشد ، حذف مىشود نون و آن حذف ، حذفى است كه واجب دانسته نشده است .
چكيدهء [ نواسخ ]
[ اول ] بحث افعال ناقصه :
تعداد آنها بسيار است ، مشهورترين آنها سيزده لفظ است : كان ( بود - شد ) ، ظلّ ( روز به شب آورد ) ، بات ( شب به روز آورد ) ، اضحى ( ظهر كرد ) ، صبح ( صبح كرد ) ، امسى ( شام كرد ) ، صار ( گرديد ) ، ليس ( نيست ) ، زال ، برح ، فتىء ، انفكّ ( زائل شد ) و دام ( دائم شد ) .
شرط ناقصه بودن چهار فعل زال ، برح ، فتىء و النفكّ اين است كه بعد از نفى و يا شبه نفى ( نهى و دعا ) باشند ، مانند ما زال ، لن نبرح ، لا تزال .
شرط فعل دام نيز اين است كه بعد از ما ، مصدريّه ظرفيّه واقع شود ، مانند اعط مادمت مصيبا درهما .
صيغههاى ديگر افعال ( اگر در كلام عرب استعمال شده باشند ) همان عمل فعل ماضى آنها را دارد .