خاطر انتفاء شرط دارد .
فعل مضارع پس از لو ، به معناى ماضى تأويل مىرود .
لو تعليقيّه ، با فعل مضارع به كار مىرود و به معناى ان شرطيه است و اگر بر ماضى داخل شود ، معناى آن به مستقبل تأويل مىرود .
لو شرطيه اختصاص به فعل دارد ، گاهى پس از آن حرف أنّ به كار مىرود كه در اين صورت قبل از آن فعلى در تقدير گرفته مىشود ، مثل و لو انّهم صبروا اى و لو ثبت انّهم صبروا كه در اين صورت أنّ و مابعد تأويل به مصدر رفته و فاعل فعل محذوف به حساب مىآيند .
اگر جواب لو شرطيه ، فعل ماضى لفظا و مثبت باشد ، بهتر است مقرون به لام تسويف باشد ، مانند لو علم اللّه فيهم خيرا لأسمعهم .
فصل امّا ، لو لا ، لو ما
712
امّا كمهما يك من شيء و فا * لتلو تلوها وجوبا الفا
مبتدا ، متعلق به محذوف خبر ، مهما يك من شىء از باب حكايت مجرور است ، عاطفه ، فاء مبتدا ، متعلق به ألف ، مضاف اليه ، حال براى نايب فاعل ، ماضى مجهول و نايب فاعل و الف اطلاق جمله خبر .
امّا مثل مهما يك من شىء است ( يعنى به جاى ادات و فعل شرط است ) و فاء جزائيه براى تلوتلو امّا ( مراد از تلو اوّل جزئى از جواب شرط و مراد از تلو دوّم جواب امّاى شرطيه است ) به نحو وجوب ، انس داشته است .
713
و حذف ذي الفا قلّ في نثر اذا * لم يك قول معها قد نبذا
عاطفه ، مبتدا ، اسم اشاره مضاف اليه ، بدل و يا عطف بيان و يا صفت براى اسم اشاره ، فعل و فاعل جمله خبر ، متعلق به ماضى ، شرطيه ظرفيه ، جحد ناقص ، اسم آن ، مضاف و مضاف اليه ظرف متعلق به نبذ ، حرف تحقيق ، ماضى مجهول و نايب فاعل و الف اطلاق جمله خبر لم يك