به نون تاكيد ، موصول مفعول ، ماضى مجهول و نايب فاعل و الف اطلاق جمله صله ، متعلق به محذوف حال براى مفعول ، موصول مضاف اليه ، مبتدا ، متعلق به اثّر ، فعل و فاعل جمله خبر و جملهء اسميه صله .
نزد قبيلهء تميم و منصرف كن البته آن غير منصرفى را كه نكره آورده شود از غير منصرفى كه تعريف در آن اثر كرده است ( يعنى تعريف يكى از دو سبب غير منصرف شدن آن گرديده است ) .
674
و ما يكون منه منقوصا ففي * اعرابه نهج جوار يقتفي
استيناف ، موصول مبتدا ، مضارع ناقص و ضمير مستتر در آن اسم ، متعلق به يكون ، خبر يكون جمله صله ، فاء زائده ، متعلق به يقتفى ، ضمير غايب مضاف اليه ، مفعول مقدم ، مضاف اليه ، فعل و فاعل جمله خبر مبتدا .
آنچه كه هست از غير منصرف ، منقوص ، در اعرابش جوار را متابعت مىكند .
675
و لاضطرار او تناسب صرف * ذو المنع و المصروف قد لا ينصرف
استيناف ، متعلق به صرف ، عطف به قبل ، ماضى مجهول ، مضاف و مضاف اليه نايب فاعل ، عاطفه ، مبتدا ، حرف تقليل ، مضارع منفى و فاعل جمله خبر .
براى ضرورت شعرى و تناسب در پايان آياتو سجع ، منصرف مىشود غير منصرف و ( از طرفى ديگر هم در ضرورت شعرى ) منصرف ، گاهى غير منصرف مىشود .