نصب مىدهند .
4 - وا ( تعجب مىكنم )
5 - وى ( تعجب مىكنم )
6 - واها ( تعجب مىكنم )
7 - افّ ( ناراحتم )
8 - اوّه ( دردمندم ) .
اين سه دسته به ضمير مستتر بنا بر فاعليت رفع مىدهند .
اسم فعل ماضى :
1 - هيهات ( دور است )
2 - ايهات ( دور است )
3 - وشكان ( نزديك بود )
4 - سرعان ( سرعت گرفت )
5 - شتّان ( دور بود ، جدا شد )
6 - بطآن ( كند شد )
اين دسته به اسم ظاهر رفع مىدهند .
برخى از اسماء افعال ، همچون دونك و اليك ، در اصل ظرف و جار و مجرور بوده و منقول از آن هستند . برخى ديگر مثل رويد ، منقول از مصدر هستند كه در اين صورت اگر به مابعد اضافه شوند ، مصدر و اگر مابعد خود را نصب دهند ، اسم فعل هستند .
معمول اسم فعل ، بر آن مقدّم نمىشود .
اسم فعلى كه داراى تنوين است ، نكره و در غير آن ، معرفه است .
اسم فعل امر از فعل ثلاثى متصرّف تام ، بر وزن فعال مثل تراك ( به معناى اترك ) ، مىآيد .
اسم صوت : 1 - اسمى كه براى خطاب به غير ذوى العقول و مثل آن به كار مىرود ، مثل هلا هلا براى راندن اسب .
2 - اسمى كه براى حكايت از صوت و صدائى به كار مىرود ، مثل قب كه اسم است براى صدائى كه در اثر بههم خوردن دو شمشير پيدا مىشود .
باب نون تاكيد
635
للفعل توكيد بنونين هما * كنوني اذهبنّ و اقصدنهما