بسيار است و غير آن ( اسم فعل امر ) مثل وى ( تعجّب مىكنم ) و هيهات ( دور است ) ، كم است .
629
و الفعل من اسمائه عليكا * و هكذا دونك مع اليكا
عاطفه ، مبتداى اوّل ، خبر مقدّم ، مبتداى ثانى ، مؤخّر جمله خبر براى مبتداى اوّل ، عاطفه ، هاء تنبيه ، جار و مجرور متعلّق به محذوف خبر مقدّم ، لفظ دونك مبتداى مؤخر ، ظرف متعلّق به محذوف حال براى مبتدا ، لفظ « اليكا » مضاف اليه .
و فعل ، از اسماء آن فعل ( يعنى اسماء افعال ) ، عليك ( لازم بدار كه منقول از جار و مجرور ) است و همچنين است دونك ( اخذ كن كه منقول از ظرف است ) با اليك ( دور شو ) .
630
كذا رويد بله ناصبين * و يعملان الخفض مصدرين
خبر مقدم ، مبتداى مؤخّر ، عطف به حذف عاطف ، حال براى مبتدا و معطوف به آن ، عاطفه ، فعل و فاعل ، مفعول ، حال براى فاعل .
همچنين جزء اسماء افعال است ، رويد ( مهلت بده ، كه منقول از مصدر است ) و بله ( ترك كن ) در حالى كه نصب دهندهاند و عمل مىكنند جرّ را در حالى كه مصدر هستند ( يعنى به عنوان اسم فعل نصب مىدهند و به عنوان مصدر به مابعد اضافه مىشوند ) .
631
و ما لما تنوب عنه من عمل * لها و اخّر ما لذي فيه العمل
عاطفه ، موصول مبتدا ، متعلّق به محذوف صله ، فعل و فاعل جمله صلهء ما در لما ، متعلّق به تنوب ، بيان از مبتدا و متعلّق به محذوف حال براى ضمير مستتر در خبر ، متعلّق به محذوف خبر ، عاطفه ، فعل امر و فاعل ، موصول مفعول ، خبر مقدّم ، متعلّق به مابعد ، مبتداى مؤخّر جمله صله .
عمل فعلى كه اسماء افعال جانشين آن مىشود ، براى اسماء افعال ثابت است ( يعنى اسم