خبر مقدّم ، مبتداى مؤخّر ، متعلّق به توكيد ، مبتدا ، خبر جمله محلا مجرور صفت نونين ، لفظ آن مضاف اليه ، عاطفه ، لفظ آن عطف به اذهبنّ .
براى فعل ، تاكيدكردن با دو نون ( ثقيله و خفيفه ) است كه آن دو مثل دو نون اذهبنّ و اقصدنهما هستند .
636
يؤكّدان افعل و يفعل اتيا * ذا طلب او شرطا امّا تاليا
فعل و فاعل ، لفظ آن مفعولبه ، عطف به افعل ، حال براى يفعل ، حال براى ضمير در آتيا ، مضاف اليه ، عاطفه ، عطف به ذا ، لفظ آن مفعول مقدّم براى تاليا ، صفت براى شرطا .
تاكيد مىكنند آن دو نون ، افعل ( يعنى فعل امر ) را و يفعل ( يعنى فعل مضارع ) را در حالى كه بيايند داراى معناى طلب و يا بيايند به عنوان شرط امّا ( يعنى شرطى كه ) واقع شود ( بعد از امّا ) .
637
او مثبتا في قسم مستقبلا * و قلّ بعد ما و لم و بعد لا
عاطفه ، عطف به شرطا ، متعلّق به مثبتا ، حال براى ضمير در مثبتا ، عاطفه ، فعل و فاعل ، ظرف متعلق به قلّ ، لفظ « ما » مضاف اليه ، عطف به « ما » ، عطف به بعد ، لفظ « لا » مضاف اليه .
و يا بيايد در حالى كه مثبت است در قسم و مستقبل باشد و كم است ( دخول نون بر آن ) بعد از ماء زائده و بعد از لم جازمه و بعد از لاى نافيه .
638
و غير امّا من طوالب الجزا * و آخر الموكّد افتح كابرزا
عاطفه ، مضاف و مضاف اليه عطف به « لا » در بيت قبلى ، متعلق به محذوف حال براى غير اما ، مضاف اليه ، استيناف ، مفعول مقدم ، مضاف اليه ، فعل امر و فاعل ، كاف حرف جرّ و قول محذوف الخ .
و بعد از غير امّا از طالبين جزاء ( يعنى ادوات شرط ) و آخر فعل مؤكّد را فتحه بده مثل ابرزن ( ظاهر شو البته ) .