غالبا محذّرمنه پس از لفظ ايّاك و فروعات آن واقع مىشود . گاهى نيز از امثال نفسك استفاده مىشود . در برخى موارد بدون ادات به كار مىرود مثل « الاسد » .
اگر از الفاظ ايّاك استفاده شود ، فعل ناصب آن واجب الحذف است . در دو صورت بعدى ذكر فعل در غير از عطف و تكرار كه بازهم حذف آن واجب است مثل ماز رأسك و السّيف و نفسك نفسك الشّر جايز است ، مانند جنّب نفسك الشرّ .
تحذير در متكلم ( يعنى با ايّاى ) كم و در غايب ( يعنى ايّاه ) كمترين است .
اغراء :
آگاهكردن مخاطب است به امر پسنديدهاى براى انجام و رعايت آن ، مانند الزم اخاك .
فعل ناصب مغرى به ، حكم محذّر بدون « ايّا » است كه در صورت عطف و تكرار واجب الحذف و در غير آن ، جايز الذّكر است .
باب اسماء افعال و اصوات
627
ما ناب عن فعل كشتّان وصه * هو اسم فعل و كذا اوّه و مه
موصول مبتداى اوّل ، فعل و فاعل جمله صله ، متعلّق به ناب ، متعلّق به محذوف حال براى فاعل ناب ، عطف به شتّان ، مبتداى ثانى ، مضاف و مضاف اليه خبر مبتداى ثانى و جملهء آن خبر براى مبتداى اوّل ، عاطفه ، جار و مجرور متعلّق به محذوف خبر مقدّم ، مبتداى مؤخّر ، عطف به اوّه .
آن اسمى كه جاشين فعل شود ( در معنا و عمل ) ، مثل شتّان ( جدا شد ) و صه ( ساكت باش ) ، آن ، اسم فعل است و همچنين است أوّه ، ( دردمند و ناراحتم ) و مه ( بازايست ) .
628
و ما بمعنى افعل كآمين كثر * و غيره كوى و هيهات نزر
عاطفه ، موصول مبتدا ، متعلّق به محذوف صله ، مضاف اليه ، خبر براى ذلك محذوف جملهء مستأنفه ، فعل و فاعل جمله خبر ، عاطفه ، مضاف و مضاف اليه مبتدا ، متعلّق به محذوف خبر براى ذلك محذوف جملهء معترضه ، عطف به وى ، فعل و فاعل جمله خبر .
و آن اسم فعلى كه به معناى افعل ( يعنى امر ) است ، مثل آمين ( به معناى استجابت كن ) ،