مفعول ، لفظ « يا ثمى » مفعول فعل امر قل محذوف به دلالت ماقبل ، متعلّق به محذوف حال براى فاعل قول محذوف ، متعلّق به محذوف حال براى « يا ثمى » .
پس بگو بنا بر وجه اول در ( نداى به ) ثمود ، يا ثمو و بگو يا ثمى بنا بر وجه دوم با ياء .
618
و التزم الاوّل في كمسلمة * و جوّز الوجهين في كمسلمة
عاطفه ، فعل امر و فاعل ، مفعول ، حرف جرّ متعلّق به امر ، كاف اسم به معناى مثل مجرور به فى ، مسلمة مضاف اليه ، عاطفه ، فعل و فاعل ، مفعول ، مثل تركيب در مصرع قبل .
و واجب بدان وجه اوّل را ( يعنى در نيّت گرفتن حرف محذوف را ) در مثل « مسلمة » و جايز بدان هردو وجه را ( نيّت گرفتن و نگرفتن حرف محذوف را ) ، در مثل مسلمة .
619
و لاضطرار رخّمو دون ندا * ما للنّدا يصلح نحو احمدا
عاطفه ، متعلّق به مابعد ، فعل و فاعل ، ظرف متعلّق به محذوف حال براى ماى موصول ، مضاف اليه ، موصول مفعول ، متعلّق به مابعد ، فعل و فاعل جمله صله ، خبر براى مبتداى محذوف ، مضاف اليه .
و براى ضرورت شعرى ، ترخيم كردهاند در غير ندا ، اسمى را كه براى ندا صلاحيت دارد ، مثل احمد .