37
اولو و عالمون علّيونا * و ارضون شذّ و السّنونا
عطف به عشرون ، به حذف عاطف ، عطف به عشرون ، عطف به عشرون به حذف عاطف ، عاطفه ، عطف به عشرون ، فعل ماضى و ضمير مستتر فاعل آن اين جملهء فعليّه محلّى از اعراب ندارد و جمله مستأنفه است ، واو حرف عطف ، عطف به عشرون . و بابه در مصرع بعدى نيز عطف به عشرون است .
و همچنين اولو ، عالمون ، عليّون ، ارضون ( كم است ) ، السنون و باب آن ملحق به جمع مذكر سالم هستند .
38
و بابه و مثل حين قد يرد * ذا الباب و هو عند قوم يطّرد
واو در و مثل حين استيناف است ، مثل منصوب ، حال براى فاعل يرد ، حين مضاف اليه ، حرف تقليل ، فعل مضارع ، ذا اسم اشاره فاعل آن ، بدل يا عطف بيان و يا نعت براى ذا ، استيناف ، مبتدا ، ظرف متعلق به يطّرد ، قوم مضاف اليه ، فعل و فاعل جملهء فعليه محلا مرفوع خبر است .
باب سنون ( از نظر ظهور اعراب بر نون ) مانند حين وارد مىشود . آن ( نحو از اعراب ) در نزد گروهى شيوع دارد .
مراد از اسامى باب سنون هراسم ثلاثى است كه لام الفعل آن حذف شده و به جاى آن تاء تأنيث آمده و جمع مكسّر هم ندارد مثل عضة به معناى كذب .
39
و نون مجموع و ما به التحق * فافتح و قلّ من بكسره نطق
استيناف ، مضاف و مضاف اليه مفعول مقدّم براى افتح ، عاطفه ، اسم موصول محلا مجرور عطف به مجموع ، متعلق به التحق ، فعل فاعل جمله محلّى از اعراب ندارد صلهء ماى موصول ، فاء زائده ، فعل امر و فاعل ، استيناف ، فعل ماضى ، اسم موصول محلا مرفوع فاعل ، جار و مجرور متعلّق به نطق ، ضمير ها ، مضاف اليه ، فعل ماضى و فاعل جملهء فعليّه محلّى از اعراب ندارد و صلهء من موصول .