غائب مفعول آن ، حرف شرط ، ماضى مجهول فعل شرط و ضمير مستتر در آن نائب فاعل ، الف اطلاق ، عاطفه ، حرف تقليل ، مضارع ناقص ، مضاف و مضاف اليه اسم ، منصوب خبر يكون .
و حذف مىشود فعلى كه ناصب آن مفعول فضله است ، اگر دانسته شود ( به كمك قرينهاى مثلا ) و گاهى حذف آن فعل ناصب ، واجب شمرده شده است .
چكيدهء بحث متعدّى و لازم :
فعل متعدى :
فعلى كه محتاج مفعول است و بدون نياز به حرف جرّ در آن عمل مىكند .
علامت آن اين است كه ضميرى كه به غير مصدر آن برمىگردد ، به آن متصل مىشود .
اسامى فعل متعدّى :
فعل متعدّى ، فعل واقع و فعل مجاوز .
اسامى فعل لازم :
فعل لازم ، فعل قاصر ، فعل متعدّى به حرف جرّ و فعل غير متعدّى .
اقسام افعال واجب اللزوم
1 - فعل دالّ بر طبيعت ، مانند نهم .
2 - فعل بر وزن افعللّ ، مانند أطمانّ .
3 - فعل بر وزن اقعنسس از ثلاثى و رباعى مثل احرنجم .
4 - فعل به معناى نظافت و كثافت مانند طهر و نجس .
5 - افعال عرضى و بىدوام ، مانند مرض و فرح .
6 - افعال مطاوعه ، مانند امتدّ .
طرق متعدّىكردن افعال لازم
1 - همزهء باب افعال ، مانند أذهب .
2 - بردن آنها به باب تفعيل ، مانند فرّح .
3 - به وسيلهء حرف جرّ ، مانند جاء به .
منصوب بنزع خافض : اسم منصوبى كه در اصل منصوب به حرف جرّ بوده و سپس با حذف حرف جرّ ، منصوب مىشود . منصوب بنزع خافض در باب أن و أنّ قياسى و در سائر موارد سماعى است .
حذف حرف جرّ در اينجا در صورتى است كه حرف جرّ محذوف با حرف جرّ ديگرى