اصل در فاعل ، اتصال آن به فعل و تقدم آن بر مفعول است ، همانطور كه اصل در مفعول ، انفصال و تأخّر آن از فاعل است .
گاهى مفعول بر خود فعل مقدم مىشود ، مانند : عمروا ضرب زيد .
وجوب تأخير مفعول : در جائى كه تقديم مفعول موجب اشتباه باشد ، و يا فاعل به صورت ضمير متصل و غير محصور باشد ، مانند : ضرب موسى عيسى و ضربت زيدا .
تأخير هريك از فاعل و يا مفعول ، چنانچه محصور به الّا و يا انّما باشند ، واجب است ، مانند : ما ضرب عمروا الّا زيد و انمّا ضرب عمروا زيد .
تقديم مفعولى كه ضمير فاعل به آن متصل است ، بسيار و تقديم فاعلى كه ضمير مفعول به آن متصل است ، كم است .
باب نائب فاعل
242
ينوب مفعول به عن فاعل * فيما له كنيل خير نائل
فعل ، فاعل ، متعلق به مفعول ، متعلق به ينوب ، متعلق به ينوب ، موصول اسمى مجرور به فى ، متعلق به محذوف صله ، كاف حرف جرّ و قول محذوف مجرور متعلق به عامل مقدّر خبر براى مبتداى محذوف ، ماضى مجهول ، مضاف و مضاف اليه نائب فاعل جملهء فعليه محلا منصوب مقول قول محذوف .
نائب مىشود مفعولبه ، از فاعل در احكامى كه براى آن فاعل وجود دارد ، مانند : نيل خير نائل ( رسيده شد بهترين هديه ) .
243
و اوّل الفعل اضممن و المتّصل * بالاخر اكسر في مضىّ كوصل
تفريع ، مضاف و مضاف اليه مفعول مقدّم ، فعل امر و فاعل و نون تأكيد خفيفه ، عاطفه ، مفعول مقدّم ، متعلق به المتّصل ، فعل امر و فاعل ، متعلق به اكسر ، كاف حرف جرّ و قول محذوف مجرور آن متعلق به محذوف خبر براى مبتداى مؤخّر ، ماضى مجهول و نائب فاعل جمله محلا منصوب مقول قول محذوف .