و مضاف اليه حال براى نائب فاعل .
تأخير بينداز مفعول را ( از فاعل ) ، اگر اشتباهى ترسيده شده است و يا ( به صورت ) ضمير آورده شود فاعل غير محصور ( مانند ضربت زيدا بخلاف فاعل محصور كه واجب التأخير است ، مانند : ما ضرب زيدا الّا انت ) .
240
و ما بالّا او بانّما انحصر * اخّر و قد يسبق ان قصد ظهر
استيناف ، موصول اسمى مفعول مقدّم أخّر ، جار و مجرور متعلق به انحصر ، عاطفه ، جار و مجرور عطف به بألّا ، فعل و فاعل جمله صله ، فعل امر و فاعل ، عاطفه ، حرف تقليل ، فعل و فاعل ، حرف شرط ، فاعل فعلى كه به طريقهء تفسير محذوف است ، فعل و فاعل ، جملهء مفسّره .
آنچه ( از فاعل و يا مفعول ) كه به وسيلهء الّا و يا انّما ، محصور شده ، تأخير بينداز آن را و البته گاهى مقدّم مىشود آن چيز ، اگر مقصور ( متكلّم ) ظاهر باشد .
241
و شاع نحو خاف ربّه عمر * و شذّ نحو زان نوره الشّجر
استيناف ، فعل ، فاعل ، فعل ، مفعول ، فاعل اين جملهء فعليه محلا مجرور مضاف اليه نحو ، عاطفه ، فعل ، فاعل ، فعل ، فاعل ، مفعولبه جملهء فعليه مضاف اليه نحو .
بسيار است متصل « خاف ربّه عمر » ( كه در آن ضميرى متصل به مفعول است به فاعل بر مىگردد و بر فاعل مقدم است ) و كم است مثل « زان نوره الشّجر » ( كه در آن ضميرى كه به مفعول برمىگردد ، به فاعل مقدّم بر مفعول ، متصل است ) .
چكيدهء بحث فاعل :
سومين اسم مرفوع ، فاعل است .
تعريف فاعل : اسمى كه فعل و يا شبه فعل ( مثل اسم فاعل ) مقدم ، به آنكه مؤخّر است ، اسناد داده مىشود فاعل ممكن است اسم صريح و يا اسم مؤوّل باشد .