فعل جحد و فاعل جملهء فعليّهء محلا منصوب حال براى تقول ، جزاى شرط به قرينه ماقبل محذوف است .
مثل تظنّ ( در معنا و عمل ) قرار بده ( فعل ) تقول را ، اگر دربيايد عقب ادات استفهام را و فاصله پيدا نكند ( از آن ادات استفهام ) . . . ( ادامه در بيت بعدى ) .
218
به غير ظرف او كظرف او عمل * و ان ببعض ذي فصلت يحتمل
متعلق به فعل جحد در بيت قبلى ، ظرف مضاف اليه ، عاطفه ، كاف اسم به معناى مثل و عطف به غير ، ظرف مضاف اليه كاف ، عاطفه ، عطف به غير ، عاطفه ، حرف شرط ، جار و مجرور متعلق به فصلت ذى مضاف اليه ، فعل ماضى فعل شرط و فاعل ، مضارع مجهول و مجزوم جواب شرط و ضمير مستتر در آن نائب فاعل .
( اگر فاصله پيدا نكند از آن استفهام ) با غير ظرف و يا شبه ظرف ( جار و مجرور ) و يا مفعول و اگر با بعضى از آنها فاصله اندازى ، احتمال داده مىشود ( يعنى عمل افعال قلوب جايز است ) .
219
و اجري القول كظنّ مطلقا * عند سليم نحو قل ذا مشفقا
استيناف و يا عاطفه ، ماضى مجهول ، نائب فاعل ، متعلق به عامل مقدّر حال براى نائب فاعل ، حال دوم ، مضاف و مضاف اليه متعلق به ماضى مجهول ، مضاف خبر براى مبتداى محذوف و قول محذوف مضاف اليه آن ( ذلك نحو قولك ) ، فعل امر و فاعل ، اسم اشاره مفعول اول ، مفعول دوم .
و اجراء شده است ( مادّه ) قول مانند ظنّ ( در نصب دو مفعول ) مطلقا ( بدون شرائط قبلى ، در نزد قبيلهء سليم ، مانند : قل ذا مشفقا ( گمان كن اين فرد را مهربان ) .