تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أكذوبة تحريف القرآن بين الشيعة و السنة ( افسانه تحريف قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
در نقل روايت فاسد بود ، از همين‌رو به حديث او توجه نمىشود و اعتمادى به روايتهاى او نيست « 1 » . نجاشى درباره ابن جمهور مىگويد : « حديث او ضعيف و مذهبش فاسد است » « 2 » . بنابر اين روشن شد كه اين افراد ، مورد قبول علماى علم رجال نمىباشند . بلكه افراد غلو كننده و . . . هستند . و بعضى از اخباريها بدون دقت و تأمل رواياتى را از آنها نقل كرده‌اند لذا عده‌اى از آنها بر اساس اين روايات معتقد شده‌اند كه قرآن داراى نقص است ، ولى اين افراد بسيار كم هستند . و همانطور كه شيخ ابو زهره گفته ، عده زيادى از اماميه و در رأس آنها شيخ طوسى و شيخ مرتضى مخالف آنها مىباشند « 3 » . 2 - اينكه قسمتى از اين روايات ، به اختلاف در قرائت بر مىگردد . بعضى از اينها در كتب شيعه هم نقل شده است . منقولات شيعه اغلب به اهل بيت ( ع ) ، بخصوص به قرآن على بن ابيطالب ( ع ) نسبت داده شده است . اين در حالى است كه قسمت زيادى از اين اخبار ، در كتب اهل سنت نقل شده و به صحابه از جمله ابن مسعود و ابى بن كعب و سايرين منسوب مىباشد . پاسخ اين است كه : اين قبيل روايات كه مشتمل بر آيات قرآن ، مخالف آنچه ميان مردم مشهور و رايج است ، مىباشند به عنوان خبر واحد ، قرآن بودن چيزى را ثابت نمىكنند چه اينكه نمىتوان بواسطه خبر واحد ، دست از متواتر برداشت . دليل عمده اين مدعا ، سفارش ائمه عليهم السلام به پيروان
هامش
( 1 ) خلاصة الرجال : ص 251 . ( 2 ) رجال النجاشى : ص 238 ( 3 ) الامام زيد بن على : ص 350 و 351