همچنين براى اطلاع بيشتر به منابع و مآخذ ديگرى كه در پاورقى « 1 » نقل مىشود مراجعه نماييد . بنابر اين بيشتر اين نوع اختلافات به تفسير و بيان آيات بر مىگردد مخصوصا بنابر عقيده كسى كه قائل است تبديل كلمات قرآن به كلمات ديگر به منظور تشريح و توضيح آن ، جايز مىباشد « 2 » ، گر چه اين حرف با گذشت زمان منجر به قول به تحريف قرآن خواهد شد .
و اما جمله : ( ان القرآن نزل على سبعة أحرف ) « 3 » يعنى قرآن بر هفت حرف نازل شده است كه از اهل سنت نقل شده است و آن را بدين معنى گرفتهاند كه جايز است قرآن را با قرائتهاى مختلف خواند ، از چيزهائى است كه با عقل و نقل سازگارى ندارد .
همچنين با روايتى بدين مضمون : ( ان القرآن نزل على ثلاثة أحرف ) « 4 » يعنى قرآن بر سه حرف نازل شده كه از آنها وارد گرديده جور در نمىآيد .
علاوه بر اين ، نقل اهل سنت با حديث صحيحى كه از اماميه نقل شده نيز متناقض است . روايت اين است كه : وقتى فضيل بن يسار
هامش
( 1 ) سنن ابى داود : ج 2 ، ص 31 تا 38 و مصنف ابن ابى شيبه : ج 2 ، ص 504 و مجمع الزوائد : ج 7 ، ص 154 ، 155 و 156 ، و سنن الدار قطنى : ج 2 ، ص 192 ، و المصنف عبد الرزاق : ج 7 ، ص 312 و ج 4 ، ص 242 و ج 3 ، ص 207 و ج 8 ، ص 305 و 514 و 560 و ج 5 ، ص 75 و ج 1 ، ص 578 و 579 ، و تاريخ بغداد : ج 2 ، ص 189 ، و ج 1 ، ص 373 و 372 ، و حياة الصحابة : ج 3 ، ص 506 بنقل از كنز العمال : ج 2 ، ص 137 ، و الطبقات الكبرى : ج 3 ، ص 371 و التراتيب الارادية : ج 2 ، ص 163 و تاريخ بغداد : ج 1 ، ص 303 ، و المجروحين : ج 2 ، ص 269
( 2 ) المصنف : ج 11 ، ص 219
( 3 ) صحيح مسلم : ج 2 ، ص 202 ، 203 و صحيح بخارى : ج 6 ، ص 100 و 111 و ج 3 ، ص 90 و صحيح ترمذى : ج 11 ، ص 60 ، 62 و تفسير طبرى : ج 1 ، ص 9 - 15 و تفسير قرطبى : ج 1 ، ص 43
( 4 ) مصنف ابن ابى شيبة : ج 10 ، ص 517