و همانطور كه آقاى خوئى درباره ابى الجارود گفته : صرف روايت افراد ثقه از يك راوى موجب ثقه شدن او نمىشود « 1 » .
و اما در رابطه با كتاب كافى ، اين كتاب شريف توسط شيخ - كلينى رحمة اللّه عليه در عرض بيست سال نوشته شده است . از نظر ما چنين نيست كه همه رواياتى كه ايشان نقل كرده است صحيح باشند ، چه اينكه قسمتى از آن روايات از نظر سند ضعيف ، يا مرسل هستند و بخشى ديگر با قرآن مطابقت ندارند كه ممكن است از نظر متن در آنها خدشه كرد . روى همين جهت بوده كه مرحوم كلينى دستهاى از روايات تحريف را در باب نوادر آورده كه در آن باب روايات شاذ و نادر را بيان مىكند « 2 » .
بنابر اين كتاب كافى در نظر اماميه ، مثل صحيح بخارى و مسلم و ساير سنن در نظر اهل سنت ، نيست . چون اهل سنت همه روايات اين كتابها را صحيح مىدانند اگر چه مخالف قرآن باشند ! ! ! بلكه مىگويند : « السنة قاضية على الكتاب » « 3 » يعنى روايت بر قرآن اولويت و حتى حاكميت دارد .
براى آگاهى بيشتر در اين زمينه به كتاب مرآة العقول مرحوم علامه مجلسى مراجعه كنيد تا ببينيد احكامى كه ايشان در رابطه با روايات تنها از جهت سند صادر كرده ، چقدر است و در صورت مراجعه مشاهده خواهيد فرمود كه ايشان بخاطر ضعف سند روايت يا مرسل -
هامش
( 1 ) معجم رجال الحديث : ج 7 ، ص 325
( 2 ) به كتاب اصول العامة للفقه المقارن : ص 109 ببعد مراجعه فرمائيد .
( 3 ) تأويل مختلف الحديث : ص 199 ، و سنن الدارمى : ج 1 ، ص 145 و مقالات الاسلاميين : ج 1 ، ص 324 و 251 و دلائل النبوة : ج 1 ، ص 26 و عون المعبود : ج 4 ، ص 429 همه اينها از كتاب مع اهل السنة و السلفية : ص 67 و 68 نقل كردهاند .