تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أكذوبة تحريف القرآن بين الشيعة و السنة ( افسانه تحريف قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
با توجه به آنچه گفتيم ، آيا ممكن است با استناد به روايات معدودى كه بعد از اينها ميماند ، قائل به تحريف شد ؟ هر چند آن روايات اندك ، توسط مرحوم كلينى يا على بن ابراهيم قمى نقل شده باشد بخصوص با توجه به اينكه بيشتر علماء شيعه طبق نقلهاى متواتر و پياپى معتقدند كه قرآن از دستبرد سالم مانده و از تحريف بدور مىباشد . علاوه بر تمام آنچه گفته شده بعضى از رواياتى كه نورى نقل كرده به تفسير و شأن نزول آيات مربوط مىشود . همانطور كه مرحوم مجلسى اين مطلب را در شرح اصول كافى ، صراحتا بيان كرده است در خاتمهء اين بحث بنقل اظهارات مرحوم شيخ آقا بزرگ . تهرانى از زبان استاد خود ، آميرزا حسين نورى صاحب كتاب فصل الخطاب مبادرت ميكنيم : مرحوم شيخ آقا بزرگ ميگويد : من شخصا از زبان آميرزا حسين نورى شنيدم كه ميگفت : در نام گذارى كتاب « فصل الخطاب » اشتباه كردم ، سزاوار بود كه نام « فصل فى عدم تحريف الكتاب » را بر آن مينهادم . زيرا در اين كتاب ثابت كرده‌ام كه كتاب خدا - قرآن شريف - كه در دسترس مردم قرار دارد و در تمام جهان منتشر گرديده ، با تمام سور و آيات و جملاتش ، وحى الهى است و از روزى كه جمع آورى شده تا به حال ، تغيير و تبديل و فزونى و كاستى در آن رخ نداده است ، همانگونه كه با نقلهاى پياپى و قطعى بما رسيده است . نورى اضافه مىكند : متأسفانه در موارد متعددى از اين كتاب از بيم اينكه آماج تيرهاى ملامت و سرزنش قرار نگيرم ، مشى خود را آشكار نساخته‌ام ، بلكه بايد اعتراف كنم كه از غفلت و بىتوجهى بر خلاف عقيده خود ، نظر داده‌ام . تنها در صفحه 22 كتاب است كه موضع خود را در سلامت قرآن از تحريف ، ابراز نمودم البته آنچه مهم به نظر ميرسيد اين حقيقت بود كه يقين و اطمينان بدست آيد . قرآنى