تفكيك و تمايز بين عقايد آنان است . بعنوان مثال مىتوان گفت : ميان شيعيان غلو كننده و ديگران فرقى قائل نشده ، عقايدى كه مخصوص فرقهاى بوده ، به ديگران نسبت دادهاند . لذا دكتر حفنى داود درباره احمد امين مصرى مىگويد :
ايشان از طريق علمى فرقى بين اماميه و مؤلهه نگذاشته است ، بالاتر اينكه بين ميانهروهاى اين فرقهها و متعصبين آنها كه عقايد ديگران را با زبانهاى تيز و زننده مورد حمله قرار مىدهند تفاوتى قائل نشده است « 1 » .
او همچنين مىگويد : از ميان شيعيان ، اماميه و زيديه معتدل مىباشند و با فرقههاى كيسانيه و مؤلهه و حلوليه كه افراطى هستند اختلاف كلى دارند « 2 » .
نمىتوان پذيرفت كه اين خلط از جهل آنها به عقائد شيعه اماميه ، نشأت گرفته باشد . بلكه به اعتقاد ما آنها اين فرقهها را از هم جدا نكردهاند تا اينكه بتوانند در حملات خود بر عليه اماميه از آن استفاده نمايند .
در صورتى كه چنين كارى هرگز شايسته مسلمان عاقل و داراى انديشهء درست نيست ، بعلاوه نيست دادن بعضى مسائلى كه جزء عقايد عدهاى از غلاة است به شيعه اماميه به هيچ وجه توجيه منطقى ندارد و مسئله تحريف ، از اين قبيل مسائل است . و عقيده غلاتى همانند سيارى و احمد بن محمد كوفى و سايرين بر تحريف و نقل دستهاى روايات كه اشاره به تحريف دارند ، توسط آنها مجوز انتساب تحريف به اماميه نمىشود .
ولى متأسفانه يكعده افراد مغرض يا نادان ، قول به تحريف را
هامش
( 1 ) مع الكتب الخالده ، ص 170
( 2 ) مع الكتب الخالده ، ص 169