بوده ( ديديم كه تقسيمبندى به آيات قدمت دارد ) لذا در تعداد آيات در نسخ مختلف ، اختلاف پيش آمده است . اين قافيه ( فاصله ) مطلقا به - يك تقطيع ساده تطابق ندارد و اجبارا با ختم جمله تطبيق نمىكند . اين فاصله فقط يكى از عناصر موزونى زبان قرآنى است . قافيه داراى تاثير است و اين تاثير وقتى بيشتر است كه يك گروه بتواند چند دفعه تكرار شود .
بطور كلى ، در سورههاى آخر قرآنى است كه قافيه ( فاصله ) با تنوع بيشتر و بنابراين با تأثير زيادترى ديده مىشود ، « 245 » تركيبات خيلى ساده است و عارى از هر نوع تصنعى است كه در آثار سبك آوران عصر بعدى به حد وفور يافته مىشود . گاهى از اوقات كلمات متشابه ديده مىشود ، و زمانى آخر كلمه يك سيلاب باز مانند ما و لا و غيره و وقتى هم سيلاب بسته با مصوت كوتاه ار
UR
ار
IR
أر
AR
ديده مىشود . ولى به قاعدهء كلى بيشتر سيلاب بسته با يك مصوف كشيده اير
IR
، آر
AR
و آل
AL
آب
AB
و مخصوصا ايم
IM
و اون
UN
و اين
IN
مىباشد . تكرار اين سه حرف اخير نتيجهء يك تكامل است ،
هامش
مىرود . اتقان 2 : 111 و نلدكه 37 يادداشت 1 .
همانطور كه در شعر ، آخر هر مصراع و يا بيت را « قافيه » و در نثر « قرينة السجع » مىگويند ، در آيات الهى كلمهء آخر آيه را « فاصلة الآى » و يا « فاصله » خوانند و اين از قول خداوند مأخوذ است كه فرمود « كتاب فصلت آياته » ( آيهء 2 سورهء 41 ) . اصولا رعايت مناسبت در لغت عرب بسيار مطلوب است . شمس الدين بن صائغ حنفى در ( احكام الرأى فى احكام الآى ) بيش از چهل مورد احكامى را كه در آخر آيات جهت رعايت مناسبت آمده جمع آورده است ( منهاج النجاة 1 : 83 ) ضمنا بيشتر فواصل قرآن به واو و نون و يا ياء و نون ختم مىشود و علت آن آهنگ اين تركيب است . وقتى عرب مىخواست چيزى را به آهنگ بخواند بر آن واو و نون و يا ياء و نون مىافزود تا با كشش آواز مناسبتر باشد . م .
( 245 ) ولرس 79 - 59 صورت فواصل ( قوافى ) را سوره به سوره داده است .