وحى گفته شده ، از اول تا آخر رسالت محمد ( ص ) تغيير زيادى يافته است . « 243 »
تقسيمبندى به آيات ، خود يكى از مبانى اساسى و قابل ملاحظهء سبك قرآن است . يعنى آخر آيه ، بروز يك قافيه يا يك همصدائى موسوم به فاصله ( جمع آن فواصل ) و يا « مقطع » است . « 244 » چون جاى اين مقطع در تغيير
هامش
1943 ) 17 ببعد ( با تجزيه و تحليل آثار مهم ، بخصوص اثر باقلانى ) . يكى از تلاشهاى اين نويسندگان اين است كه تمام مقولات معانى و بيان ارسطو را در قرآن بيابند . ر ك . اتقان 2 : 67 ، و تقسيمبندى عجيب يك آيهء قرآنى ( ايضا 2 : 110 - 94 ، و نقل قولهاى يك اثر ابن ابى اصبع دربارهء قرآن به عنوان يك نمونهء « بديع » ) .
اين دسته از علوم « ادبيات » را نبايد با « فضائل القرآن منقول در سنت » ( ترجمه بخارى 3 : 529 ببعد ) كه ارزش عبادتى و درمانى قراءت بعضى از آيات را نشان مىدهد اشتباه كرد .
ر ك . نلدكه 2 : 177 ببعد و بخصوص 192 شايد نخستين بار جا خط ( متوفى 355 ) بود كه در « نظم القرآن » قسمتى از مقدمات و فنون اعجاز قرآن را باز گفت . ولى كتاب مبسوط در اين باره از ابى عبد اللّه محمد بن يزيد واسطى ( م 306 ) است كه عبد القاهر جرجانى ( م 471 ) بر آن شرح مفصلى دارد بنام « المعتضد » . سپس ابو عيسى رمانى ( م 382 ) اين رشته از علوم را به پايهاى رفيعتر رسانيد .
از پس اينها بود كه اوج اين علم در اعجاز القرآن قاضى ابو بكر باقلانى ( م 403 ) رخ نموده .
جز ايشان از امام خطابى ( متوفى 388 ) و فخر الدين رازى ( م 606 ) و ابن ابى اصبع ( م 654 ) و زملكانى ( م 707 ) و ديگران نيز كتب بسيارى بازمانده است . م .
( 243 ) ر ك . يك مطالعهء كلى بوسيلهء بروكلمن در دائرة المعارف اسلام كلمهء عربى 1 : 411 ، و بوسيله بوهل در دائرة المعارف اسلام 2 : 1128 ، تفصيل در نلدكه 44 - 34 ديده شود .
( 244 ) مسلمانان كلمهء قافيه ( جمع قوافى ) و يا قرينه ( جمع قرائن ) را براى تعيين قافيهء قرآنى به كار نمىبرند ، زيرا اين اصطلاحات در شعر و يا نثرهاى مسجع و مقضى به كار