تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
كند ، و الفاظ مترادف هر كدام دلالت بر يك معنى و حالت مخصوص داشته باشد ؛ مثلا الفاظ اسد ، ليث ، غضنفر ، و الفاظ ديگرى كه مترادف با كلمهء سبع ( درنده ) مىباشند ، همه براى شير وضع شده‌اند ، امّا غضنفر را در هنگام تندى و حمله شير به كار مىبرند ، و ليث را در هنگام ثبات و آرامش آن و همين طور « لفظ » با « معنى » مرتبط و بهم پيوسته‌اند زيرا معنى در لفظ ملاحظه شده ، و لفظ در برگيرنده معنى است ، بنابر اين با هم هماهنگ و به هم پيوسته‌اند . و از ويژگيهاى زبان عرب اين است كه لفظ با تغيير حركات داراى معانى مختلف مىشود ، و اين تغيير حركات جانشين خطهايى است كه در كتاب زير كلمات توسط نويسندگان با سواد گذاشته مىشود ، پس واقعا زبان عرب ، فصيح و شيوا است ، زيرا آنان در عين امّى بودن و بدويّت داراى درك عالى ، و فكر بلند هستند . از آنچه گفتيم دو موضوع روشن مىشود : اوّل اين كه بخش‌هايى نظير يمن ، حيره ، و بحرين كه تمدّن و تجدّد در آنها نفوذ كرده بود ، در فصاحت و بيان و سلامت تعبير ، به پاى بخشهايى كه هنوز تمدّن بدانها راه نيافته بود نمىرسيد ، بنابر اين لهجهء يمنىها به مرتبهء لهجهء عدنانيها و لغت باديه نشينها به پايهء لهجهء قريش نبود ، چه اين كه قريش ، مقدارى طعم تمدّن را چشيده بود ، امّا هم چنان بىسواد باقى مانده بود . دوّم اين كه همه ساله در موسم حج در بازارهاى عكاظ و مجنه و ذى المجاز ، مسابقات بيان و سخن پردازى برگزار مىشد ، و مردم در آنجا علاوه بر تجارت كالاهاى مادّى - كه سبب رونق و رشد اقتصاد بود به تجارت بيان و سخن پردازى - كه سبب افزايش و تكامل روان بود - مبادرت مىكردند ، و نظير آن در مسابقه‌هاى شعر نيز مشاهده مىشد ، از قبيل معلقاتى كه بر پرده‌هاى كعبه آويخته مىشد ، و حوليّاتى 1 كه سال به سال عرضه مىشد ، و عبارات زيبايى كه دلها را به سوى خود جذب مىكرد . به هر حال اگر بخواهيم اعراب را از اين جهت ، با ديگر بدوىهاى آن عصر مقايسه كنيم ، آنان را در اوج فصاحت و بلاغت ، و اينان را در نهايت پستى