تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧
شرح
( 23 ) - مقدمهء تفسير ابن تيميّه / ص 26 چاپ دمشق . ( 24 ) - رسالهء مقدمهء تفسير مزبور . ( 25 ) - اسراء / 36 . ( 26 ) - نحل / 44 . ( 27 ) - لازم به تذكر است كه قياس در نزد اهل سنّت يكى از منابع استنباط است ، امّا در فقه شيعه به قياس عمل نمىشود و منابع استنباط در شيعه چهار تاست ، كتاب ، ( قرآن ) ، سنت ، عقل و اجماع ، م . ( 28 ) - بقره / 269 . ( 29 ) - المغنى ج 16 ، ص 364 . بعيد نيست نظر نويسنده در اين بحث منحصرا به فرقهء باطنيّه و يا اسماعيليّه باشد ، و آن فرقه‌اى از شيعه‌اند كه گويند امامت پس از حضرت امام جعفر صادق ( ع ) به پسر بزرگوارش اسماعيل رسيد و به دو ختم شد ، اين فرقه به نامهاى مختلف مانند فاطميه ، علويّه ، باطنيّه ، اسماعيليّه و شيعهء سبعيّه ( هفت امامى ) خوانده مىشوند ، آنان از قرن سوّم هجرى ظهور كردند و برخورد و برداشت آنها از عنوان ظاهر و باطن قرآن - كه خود از عناوين مسلّم و فى الجمله مورد قبول كليّه فرق شيعه است و به همين جهت علامهء مجلسى رحمة اللّه عليه در كتاب « القرآن » در « بحار الانوار » بابى مستقل و بخشى مفصّل به نام باب « ظهر القرآن و بطنه » تأسيس و افتتاح كرده است - جدا از حدّ اعتدال خارج بوده و متأسفانه وضع افراط يا تفريط به خود گرفته است ، بدين معنى كه آنان تنها باطن را پذيرفته‌اند و ظاهر را طرح و از صحنهء عملى و اعتبار طرد كرده‌اند و مىگويند : ظاهر به منزلهء پوست و باطن همانند مغز است و براى تأييد عقيده‌شان اين آيه را مطرح و استناد كرده‌اند :« بابٌ باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ . . . »حديد 13 . و شايد همين شدّت عمل و افراط گرايى بود كه زمينهء پيدايش فرقهء ظاهريهء را به رهبرى « داود اصفهانى » در همان قرن سوّم به وجود آورد . ولى شيعهء اماميّه بر خلاف فرق ظاهريّة و باطنيّه ، ظاهر و باطن قرآن هر دو را در كنار هم پذيرفته‌اند و علاوه بر آن كه تمام قرآن را مغز و حقيقت مىدانند و تعبير به پوست را در قرآن منافى با اسلام و قرآن مىشمارند و ظاهر را نيز مانند باطن و مغز قرآن به حساب مىآورند ، به اعتقاد اماميّه نخستين كسى كه از وجود ظاهر و باطن قرآن پرده برداشت و وجود اين حقيقت قرآنى را اعلام و تبيين فرموده است ، شخص پيامبر اسلام ( ص ) است كه در ضمن خطبهء غرّائى دربارهء قرآن آن را بيان فرمودند ، اين خطبه را مرحوم محدّث كلينى در كتاب اصول كافى در بحث « فضل القرآن » حديث دوّم آورده است ، حضرت در آن حديث مىفرمايد : « له ظهر و بطن فظاهره حكم و باطنه علم ، براى قرآن ظاهرى است و باطنى پس ظاهر قرآن حكم است و باطن آن علم » . در عهد امام باقر ( ع ) نيز كه آغاز دورهء آزادى نسبى و نشر علم و تفسير و توجيه آيات قرآن و كلمات پيامبر اسلام ( ص ) محسوب مىشد ، اين موضوع بارها مورد سؤال و استيضاح واقع شد ، كه براى نمونه به دو مورد اشاره مىشود .