چنان كه خدا از قول وى مىفرمايد :
. . . لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ
« . . . همگان را گمراه مىكنم ، مگر آنان كه از بندگان مخلص تو باشند . » 251
اين بيان خداى بزرگ دربارهء ابتداى آفرينش انسان است و پس از آن به بيان آفرينش انسان از راه تناسلى و زاد و ولد پرداخته و مىفرمايد :
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
« هر آينه ما انسان را از گل خالص آفريديم . سپس او را نطفهاى در جايگاهى استوار قرار داديم . آنگاه از آن نطفه ، لختهء خونى آفريديم و از آن لختهء خون ، پارهء گوشتى و از آن پاره گوشت ، استخوانها آفريديم و استخوانها را به گوشت پوشانيديم ، بار ديگر او را آفرينشى ديگر داديم ، در خور تعظيم است خداوند ، آن بهترين آفرينندگان . » 252
و نيز مىفرمايد :
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْناهُ سَمِيعاً بَصِيراً إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً
« ما انسان را از نطفهاى آميخته بيافريدهايم تا او را امتحان كنيم ، و شنوا و بينايش ساختهايم . راه را به او نشان دادهايم ، كه اگر بخواهد سپاسگزار باشد يا ناسپاس . » 253
و دربارهء آفرينش نفس آدمى مىفرمايد :
وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها
« سوگند به نفس و آن كه آن را نيكو بيافريد و سپس به او خير و شر را الهام كرد . » 254
در زمينهء نيروى مدركهء انسان كه بر اساس آن ، تكليف و حساب و ثواب و عقاب مىشود ، مى فرمايد :
أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً أَ لَمْ يَكُ نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْنى ثُمَّ كانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى أَ لَيْسَ ذلِكَ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى