پيش از آن كه تو از جاى خود برخيزى آن را به حضور آورم ، و آن كس كه دانشى از كتاب الهى داشت گفت : من پيش از آن كه چشم به هم زنى ، تخت او را به اين جا مىآورم ، ( و هماندم حاضر نمود ) چون سليمان آن را نزد خود مشاهده كرد ، گفت : اين توانايى از فضل خداى من است تا مرا بيازمايد كه نعمتش را سپاس مىگزارم يا ناسپاسى مىكنم و هر كه شكر نعمت حق كند به نفع خودش هست ، همانا خدا بى نياز و كريم است ، سليمان گفت : تخت بلقيس را تغيير شكل دهيد تا ببينيم وى آن را خواهد شناخت يا نه ؟ چون بلقيس آمد ، از او پرسيدند : عرش تو چنين است ؟ گفت : گويا همين است و ما پيش از اين ، به اين امر آگاه و تسليم امر خدا بوديم و بلقيس را پرستش غير خدا از خداپرستى باز داشته بود و از كافران به حساب مىآمد ، آنگاه به او گفتند : وارد قصر شو ، چون آن را ديد گمان كرد كه درياچه است و جامهء خود را از هر دو طرف ساق خود برداشت تا پاى در آب نهد ، سليمان گفت : ( جامه خود را فرو گذار ) كه اين عرصهاى است ساده و هموار و از بلور ساخته شده است ، بلقيس گفت : بارالها من تاكنون به خود ستم روا داشتم و اينك با سليمان تسليم فرمان پرودگار عالم هستم » 35 تمام آنچه در اين آيات مذكور است امور غير عادى مىباشد و ما به اين امور اشاره مىكنيم :
1 - امرى كه براى غير حضرت سليمان ( ع ) سابقه نداشته است ، و آن اين كه خداوند زبان پرندگان و حيوانات را به او آموخت و اين دليل بر آن است كه انواع موجودات زندهء ديگر نيز مانند انسان « امّتهايى » هستند كه گوش و زبان اختصاصى دارند كه گر چه ما آن را نمى فهميم ، ولى حضرت سليمان ( ع ) با برخى از آنها آشنا بود ، چنان كه خدا مىفرمايد :
وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ
« هر جنبندهاى در روى زمين و هر پرندهاى كه با دو بال خود پرواز مىكند ، همگى طايفهاى مانند شما از نوع بشر هستند ما بيان هيچ چيز را در كتاب آفرينش فرو گذار نكرديم » 36