به دنيا آمد تا اين عقيده را باطل كند .
قرآن كريم در اين باره مىفرمايد :
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ
. . .
فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ
« ياد كن اى محمّد ( ص ) در قرآن احوال مريم را ، آن روزى كه از اهل خود كنار گرفته ، به جايى در شرق ( بيت المقدس ) روى آورد و آنگاه كه از آنان به گوشهاى پنهان شد ما روح خود را به سوى او فرستاديم كه به صورت بشر كاملى ظاهر شد ، مريم گفت : من از تو به خداى رحمان پناه مىبرم اگر پرهيزكار باشى ( روح الامين ) در پاسخ گفت : من فرستادهء خداى توام ، آمدهام تا به امر او تو را فرزندى پاك و ستوده بخشم ، مريم گفت : چگونه مرا پسرى بود با اين كه دست بشرى به من نرسيده است و من كارى ناشايسته انجام ندادهام ، روح الامين گفت : آرى چنين است ، خداى تو گفت : اين چنين كار بر من آسان است و ما اين پسر را آيت و رحمت خود براى مردم مىگردانيم و قضاى الهى بر اين كار رفته است ، پس مريم در هماندم بار گرفت و به جاى دور خلوت گزيد و ساعتى بعد كه او را درد زاييدن فرا رسيد زير تنهء درخت خرمايى رفت و گفت : اى كاش من پيش از اين مرده و فراموش شده بودم ، كه ناگهان ( عيسى فرزندش ) از زير درخت او را ندا كرد كه غمگين مباش كه خداى از زير قدم تو چشمهء آبى جارى كرد ، شاخهء درخت را حركت ده تا از آن براى تو خرماى تازه فرو ريزد ، پس از اين خرما تناول كن و از آن چشمهء آب بياشام و چشم خود را روشن ساز و هر كس از جنس بشر را كه بينى به او بگو من براى خدا نذر روزهء سكوت كردهام و با هيچ كس سخن نخواهم گفت آنگاه قوم مريم به جانب او آمدند در حالى كه فرزندش را به دوش مىكشيد ، گفتند : اى مريم عجب كار شگفتى كردى ؟ ! اى خواهر هارون تو را نه پدرى ناصالح بود و نه مادرى بد كار بود ، پس مريم ( پاسخ ملامتگران ) به اشاره حواله فرزند خود كرد آنها گفتند : ما چگونه با طفل گهوارهاى سخن گوييم ؟ كودك گفت : همانا من بندهء خاصّ خدايم كه مرا كتاب آسمانى و نبوّت عطا كرد و مرا هر كجا باشم مايه بركت قرار داد و تا زندهام به نماز و زكات و نيكويى به مادر سفارش كرد و مرا ستمكار و شقى