تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
پيامبران و فرستادگان خدا نيستيم نمىشود زيرا خدا بر هر كه از بندگان خواهد منت گذارد و اينك بر ما منّت گذاشته است و ما هم براى شما به اذن و اجازهء او معجزه و دليل آورديم و گرنه ، بىاجازهء او هيچ معجزه‌اى نمىتوانيم بياوريم . اين بود پرتوى از فروغ قرآن كريم كه خداوند متعال به بركت آن ، جهان آفرينش را روشنى بخشيده است تا مردم بدان هدايت جويند و در سايهء آن به راه افتند و از تاريكيها و نادانيها و گمراهيها نجات يابند . قصد ما آن نبود كه تمام راهها و روشهاى استدلال و جدل قرآن را برشمريم كه اين كار هر محقق توانايى را به زانو درمىآورد ، كمر را مىشكند و او را از اين كار نااميد مىكند ، بلكه هدف اين بود كه پژوهشگر قرآن با نمونه‌هايى از استدلالها و جدلهاى قرآن آشنا شود و ببيند با اين كه قرآن از روشهاى منطقى استفاده نمىكند امّا از نظر دقّت برتر از آن است ، زيرا در دليلهاى قرآن ، تقديم و تأخير و ايجاز و اطناب بر اساس زيبايى و شكوه كلام است ، نه بر اساس شكلهاى برهان ، با اين همه برتر از خطابه است و هيچ سخنورى نمىتواند با آن به رقابت بپردازد . و اگر متكلّمان - كه براى اثبات عقايد از روى دليل و برهان تلاش كرده‌اند - روش قرآن را در پيش گرفته بودند ، زودتر به نتيجه مىرسيدند و علم كلام پرفايده‌تر مىبود ، امّا آنان راه منطق را با محدوديتهاى آن پيموده و از برهان و انواع آن استفاده كرده‌اند و در نتيجه علم آنان فقط براى نخبگان مفيد است ، نه عموم ، زيرا عامّهء مردم به اندازه دركشان ، دقايق قرآن را مىفهمند ، امّا از انواع قياس چيزى نمىفهمند . « غزالى » در كتاب « الجام العوام عن علم الكلام » در مقايسه بين دليلهاى قرآن و روشهاى متكلّمان مىگويد : « دليلهاى قرآن مثل غذاست كه هر انسانى از آن استفاده مىكند و دليلهاى متكلّمان مثل دواست كه برخى از مردم از آن بهره مىبرند و براى بسيارى از آنان مضر است . به عبارت ديگر دليلهاى قرآن مانند آب است كه از طفل شيرخوار تا مرد نيرومند آن را مىآشامند و ساير دليلها مانند غذاهايى است كه