و امثال اين [ آيات ] در قرآن بسيار است مانند :
وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ وَ لا يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحامِهِنَّ إِنْ كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذلِكَ . . .
« زنهايى كه طلاق داده شدهاند تا سه پاكى كه بر آنان بگذرد از شوهر كردن خوددارى كنند و اگر به خدا و روز قيامت ايمان دارند نبايد آنچه را كه خداوند در رحم آنان ( از حيض و حمل ) قرار داده ، كتمان كنند ، و شوهرانشان در زمان عدّه مىتوانند به آنان رجوع كنند » 259 اين آيه شريفه دربارهء مطلقه باردار ، به ايجاز و اختصار سخن گفته است ، ولى تفصيل آن در اين آيه مذكور است :
وَ أُولاتُ الْأَحْمالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ
« . . . مدّت عده براى زنان حامله تا وقت زاييدنشان است » 260 نكتهاى كه در شأن و مقام بلاغت بى نظير و اعجاز آور قرآن است ، و ما بايد آن را شناخته و بدان ايمان آوريم اين است كه در ايجاز الفاظ در دلالت بر معانى زياد ، ابهام يا نارسايى وجود ندارد ، بلكه با اين كه معانى زياد و پربارند ، الفاظ نيز به همان اندازه به طور روشن بر آنها دلالت دارند .
اطناب نيز همين گونه است ، زيرا در برابر معانى زياد ، از الفاظ نيز به همان اندازه و نه بيشتر استفاده شده است ، به گونهاى كه نمىتوان كلمه يا حرفى از آن را حذف كرد و گرنه به بخشى از اسلوب كلام آسيب خواهد رسيد ، و جاى خالى آن به خوبى درك مىشود .
ممكن است اين سؤال پيش آيد كه : بنابراين فرقى بين اطناب و ايجاز نيست و اين كه علماى بلاغت همگى قرآن را به اين دو نوع تقسيم كردهاند ، وجهى ندارد ؟
در پاسخ مىگوييم : ايجاز و اطناب دو گونه ، روش سخن مىباشند كه هر كدام در جاى خويش نيكوست و با يكديگر متفاوتند و تنها نقطه اشتراك آنها ، بلاغت آشكارشان است .
نخست فرق واقعى اين دو را توضيح مىدهيم و سپس آن را بر مواردى از