تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
سخن مىگويد ، زيرا غير او كسى نمىتواند جريانات عادّى را دگرگون سازد ، و از سوى ديگر هميشه فرد راستگو مدّعاى خود را آشكارا اظهار مىدارد ، و براى آن دليل و برهان مىآورد ، و از ديگران دعوت مىكند تا اگر مىتوانند نظير آن را بياورند ، و چنين چيزى را در [ اصطلاح ] معجزه مىنامند . از اين رو گفته‌اند : معجزه عبارت است از : امر خارق العاده‌اى كه انجام دهندهء آن ادّعاى پيامبرى از جانب خداوند را دارد و از ديگران دعوت مىكند كه اگر راست مىگويند نظيرش را بياورند . البته در معجزات حسّى مادّى ، آوردن معجزه از سوى مدّعى رسالت خود در حكم دعوت از ديگران براى انجام كارى مشابه است ، و نيازى به تصريح به دعوت نيست ؛ مثلا همه مىدانند آتشى كه بر ابراهيم ( ع ) سرد و سلامت شد و او را نسوزاند ، به خودى خود خاموش نشد ، و يا به حركت درآمدن و پيچ و تاب عصاى موسى ( ع ) بسان اژدهايى آشكار سحر و جادو نبود ، به طورى كه ساحران فرعون پى بردند و از همه زودتر ايمان آوردند . و يا در مورد شفا يافتن نابينا و جذامى و زنده شدن مردگان توسط عيسى ( ع ) به اذن خدا نيازى نبود كه وى از ديگران بخواهد كه مثل آن كار را انجام دهند ، چه اين كه عجز و ناتوانى ديگران از اين امر واضح بود ، و در عين حال در اين گونه موارد ، از ديگران دعوت به انجام كارى مشابه مىشود و پس از اثبات عجز آنان و اثبات درستى ادّعاى كسى كه دعوى رسالت دارد ، بر آنان است كه به اين حقيقت ايمان آورند . در كنار معجزهء مادى ، معجزهء ديگرى وجود دارد مستقل و جاودان [ معجزه معنوى ] ولى اعجاز آن تنها با حواس ظاهرى قابل درك نيست ، بلكه نياز به بررسى و كنكاش دارد و برخى از افرادى كه در آن دقت و تأمّل نكرده‌اند و به حقيقت آن دست نيافته‌اند ، پنداشته‌اند كه مىتوانند نظيرش را بياورند ، امّا آنان چنين قدرتى ندارند ، و در حقيقت خود خواهى ، قدرت طلبى و يا لجاجت در انديشه‌ها و فخر فروشيهايى كه بر خلاف حقايق هستند باعث چنين ادّعايى از سوى آنان شده است . اين ويژگى در معجزه‌اى وجود دارد كه از نوع كلام و سخن باشد همانند