تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
يعنى دشمنى سخت ، بين يهوديان پيرو او و مصريها ( قبطيها ) و نيز ستم و استكبار فرعون و لشكريانش و همچنين سكوت مردم آن جا در برابر ستم و بيدادگرى - چنان كه رسم آنان اين است كه هميشه در برابر ستمهاى شديد ستمگران و فريادخواهى ستمديدگان بىتفاوت و نظاره‌گرند و براى ريشه كن ساختن ظلم و بيدادگرى از خود حركتى نشان نمىدهند ، امّا نداى وجدان ، موسى را به خود آورد كه چرا قبل از تحقيق دست به اين كار زده است . تا اين كه روز بعد دوباره مشاهده كرد كه آن يهودى با يك مصرى ديگر به نزاع پرداخته است ، اين جا بود كه نداى وجدان ، او را متوجّه ساخت و فهميد كه آن يهودى در واقع ، از فرعونيان گمراه و ستيزه جوست ، و در اين جريان فرد مصرى مورد ستم واقع شده است ، با اين همه فكر به خاطرش رسيد كه به فردى كه دشمن هر دوى آنها بود ، ( يعنى مصرى ) دست دراز كند ، اين جا بود كه آن مصرى با سرزنش خاطرنشان ساخت كه : موسى ( ع ) قصد گردنكشى در زمين را دارد و نمىخواهد از اصلاحگرانى كه بر اساس عدالت و دور از دشمنيها داورى مىكنند باشد ، چنانچه قرآن مىفرمايد :
إِنْ تُرِيدُ إِلَّا أَنْ تَكُونَ جَبَّاراً فِي الْأَرْضِ وَ ما تُرِيدُ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْمُصْلِحِينَ
150 موسى ( ع ) در سر دو راهى قرار داشت يعنى : انتخاب دنيا و جلوه‌هايش - با اين كه آن حضرت آن را رها كرده و پشت سر گذارده بود - و انتخاب حق و راستى و عدالت و اخلاص ، كه به دوّمى ميل داشت و از اوّلى نفرت داشت . موسى ( ع ) در زمانى كه بين دو دوره - گذشته مرفّه و آينده سخت و مشاركت با مشكلات مردم - به سر مىبرد ، بيم دهنده‌اى او را هشدار داد :
وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعى قالَ يا مُوسى إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ
« مردى ( مؤمن ) از دورترين نقاط شهر مصر آمد و گفت : اى موسى ! رجال دربار فرعون دربارهء تو مشورت مىكنند كه تو را به قتل رسانند ، به زودى از شهر بگريز ، من نسبت به تو دلسوز و مهربانم » 151 . اين جريان پايان يافت و موسى ( ع ) از سرگردانى بيرون آمد ، و به استقبال زندگى تازه توأم با حوادث گوناگون آن رفت .