گرفتم ، يعنى دورانى كه پيامبر خدا ( ص ) در جزيرة العرب و در ميان بت پرستان با صداى رسا و فراگير مردم را به يكتاپرستى فرا خواند ، و در اين راه شكيبايى ورزيد و ديگران را نيز به آن دعوت ، و در راه آن تلاش و مبارزه كرد ، و مؤمنان راستين به او گرويده بودند ، در سختى و عذاب به سر مىبردند ، امّا با همهء شكنجههاى جسمى دلهاشان به ايمان استوار بود ، و زبانشان از كفر بيزارى مىجست ، سردمداران شرك به آزار مؤمنان دلخوش بودند ، در حالى كه مؤمنان قبول شكنجه را بر پذيرش كفر ترجيح مىدادند .
به هر حال پيامبر ( ص ) براى زمينه سازى تشكيل دولت فاضلهء اسلام در خارج مكّه ، در ميان قبايل به راه افتاد ، و نور حق كه از مكه تجلّى پيدا كرده بود ، در تاريكيهاى جاهليت تابيدن گرفت . گرچه مردم مكّه كوردل بودند ، و از فروغ هدايت وى بىنصيب ماندند ، چرا كه آنان كه حق را نمىپذيرند دلهاشان كور مىشود نه ديدههاشان .
معجزهء جاودانى كه مشركان و ساير اعراب را به مبارزه مىطلبيد « قرآن كريم » بود ، و ما در پى اين حوادث بر آن شديم كه دربارهء اين معجزهء بزرگ سخن گويم به اين ترتيب كه هدف اصلى من بررسى سيرهء پيامبر ( ص ) باشد ، و پيرو آن به تحقيقاتى دربارهء قرآن [ به صورت يك بحث تبعى و فرعى ] بپردازم .
امّا آنگاه كه به نور قرآن نزديك شدم پرتوش مرا مبهوت ، و درخشش مرا مجذوب كرد و به اين نتيجه رسيدم كه بايد اصالتا و مستقلا به آن بپردازم ، نه به تبع بحث سيره ، هر چند سيرهء سرورمان رسول خدا ( ص ) باشد ، كه قرآن بر او نازل شده است و به بركت او ، همهء نسلها مورد خطاب قرار گرفتهاند .
از اين رو دست به كار شدم تا دل خويش را از سرچشمههاى هدايت قرآن مملو سازم و امراض روحى خود را با داروهاى آن شفا بخشم ، و گرفتگى خاطرم را با حكمتها و عبرتهاى آن بر طرف سازم .
از اين رو قرآن و علوم آن ، و هر چيز مربوط به آن باشد هدف و مقصود و والاترين مطلوب و آرزوى من شد ، كه جز آن كتاب دنبال چيز ديگرى نروم . و
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 18
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص١٨