روزى در اثناى ميهمانى پادشاه احوال سلطان محمود بكرى را به پيشگاه پادشاه عرض داشتم و تقاضا كردم كه عهدنامهاى براى او فرستاده شود . پادشاه قبول فرمود . عهدنامه نوشته شد و پادشاه بجاى طغرا ، پنجه دست خود را به زعفران آلوده ساخت و در بالاى عهدنامه زد . « 1 » و آن عهد نامه براى سلطان محمود فرستاده شد .
چون عهدنامه به سلطان محمود رسيد خودش و وزيرش منلا يارى هر يك جداگانه مكتوبى براى من فرستادند .
مكتوب سلطان محمود چنين بود : « 2 »
« پس از بيان اشتياق و آرزومنديها ، سخن اينكه ما متأسفانه خيلى زود از دولت ملاقات و سعادت محبت شما محروم مانديم . هميشه شب و روز درين فكر و ذكر بوديم كه خداوندا ، آن سعادتپناه چه وقت
هامش
( 1 ) - طغرا - اسم و القاب پادشاهان بود كه به شكل مخصوصى نوشته ميشد و در بالاى فرمانها و عهدنامهها ثبت ميشد و در واقع امضا و مهر پادشاه بهشمار ميرفت .
كلمه « طغرا » همان كلمه تركى « دغرو » است كه به معناى « صحيح است » مىباشد .
رسم بوده است كه پادشاهان ترك دست خودشان را به زعفران معطر آلوده ميكردند و بجاى امضا در بالاى فرمانها و عهدنامهها ميزدند و اين نشانه تأييد بود وقتى خطاطان طغرا را اختراع كردند . اسم و لقب پادشاه را همراه با خطوط و دوايرى رسم ميكردند كه به شكل كف دست و پنج انگشت درمىآمد و از آن پس همين نقش را بجاى نقش دست در بالاى فرمانها مينوشتند .
در دربار عثمانى طغرا نويسان نامدارى بودهاند .
هنوز هم در تركيه كسانى هستند كه اسامى را به صورت طغرى مينويسند رسم طغرانويسى در كشورهاى مسلمان كه الفباى عربى را به كار مىبرند رواج داشت .
( 2 ) - متن مكتوب به زبان تركى جغتائى در كتاب آمده است كه ترجمهء آن نقل شد .