پادشاه فرمود لا محاله يكسال در اينجا با ما باش و خيلى اصرار كرد .
اين كمترين عرض كرد كه به موجب فرمان پادشاه سعادت دستگاه به دريا سفر كرديم .
با كفار خاكسار جنگيديم اما بسبب طوفان به ديار هند افتاديم و اكنون من بايد كه به دربار دولت بازگردم تا پادشاه سعادت دستگاه از احوال كفار خاكسار خبر يابد . زيرا پادشاه سعادت دستگاه ميل داشت كه ولايت گجرات از دست كافر خلاص شود .
در اين موقع همايون پادشاه فرمود ايلچى به حضور پادشاه سعادت دستگاه ميفرستيم و عذر ترا بعرض ميرسانيم .
ميرك
قال فخر الانام والامم * اتقوا عن مواضع تهم « 1 »
عرض كردم كه نميتوانم اين لطف پادشاه را بپذيرم چون خواهند گفت خودش در ديار هند مانده و ايلچى به كشور روم فرستاده است .
پس از هزاران تضرع و نياز اجازه رفتن داد اما فرمود سه ماه فصل « برشكال » و بارانى است . راهها مسدود مىشود . رفتن ممكن نيست .
بايد تا پايان فصل بارانها منتظر بمانيد . و فرمود : چون تو به كارهاى نجومى و عمل كسوف و خسوف و زيج و تقويم وارد هستى حساب كردن با اسطرلاب و رساله دايرهء معدّل را به ما بياموز . اگر پيش از سه ماه اين كار پايان
هامش
( 1 ) - اين بيت عربى عينا در متن آمده كه به حديث نبوى اشاره دارد و معنى آن چنين است :فخر مردمان و ملتها فرموده است * از موارد تهمت بپرهيزيد