تا اين ذرهء قليل الاستطاعت از ملازمت دولت و سعادت مواصلت محروم شده است لحظه و بلكه لمحهاى از ياد شما غافل نمانده است .
چو غربت ايچرامنكا وصلينكيز نصيب ايماس * من غريب نى كر سورسانكيز غريب ايماس « 1 »
« انتظار داشتيم كه به لطف و مرحمت آن حضرت ، « 2 » به زودى عهد نامه و نامهاى برسد اما نميرسيد . حضرت نواب سلطان « 3 » و اين اسير وادى هجران سخت ملول بوديم . حضرت سلطان « 3 » هميشه مىفرمود شايد نتوانستيم آنطور كه بايد مراسم خدمت بجاى آوريم و ايشان « 4 » آزرده شدهاند .
اى دوست خلاف دوستدارى قيلما * غربت تهقويوب كوبمنكا خوارى قيلما
غفلت نى اونيت مونجه مينينك حاليمدين * يارى نى اونيتما ترك يارى قيلما « 5 »
هامش
( 1 ) - معنى بيت چنين است :چون در غربت وصال شما نصيب نميگردد * اگر از حال من غريب خبرى پرسيد ديگر غريب نخواهم بود( 2 ) - اشاره به سيدى على نويسنده كتاب است .
( 3 ) - منظور سلطان محمود است .
( 4 ) - اشاره به سيدى على است .
( 5 ) - ترجمه رباعى تركى چنين است :اى دوست خلاف دوستدارى منما * مرا در غربت مگذار و بيش ازين خوار مدار
اين غفلت از احوالپرسى را فراموش كن * يار را از ياد مبر و ترك يارى مكن .