تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
كرد . از دور بت‌خانه‌اى را تشخيص داد كه در مرز ولايت جامهر بود . فورا او را پائين آورديم و بادبانها را بالا كشيديم . از مقابل فورميان و منگلور « 1 » گذشتيم . به حوالى سومنات « 2 » رسيديم . پس از عبور از آن حدود به نزديكىهاى بندر ديو رسيديم . چون اين بندر در دست كافر « 3 » بود از بيم خطر بادبانها را پائين كشيديم كه ديده نشويم و از آنجا از دور با پارو گذشتيم . هرچه پيش مىرفتيم وزش باد شديدتر مىشد بطوريكه نگاهدارى و ميزان كردن سكّان كشتى را مشكل مىساخت . ناچار تيرهاى چوبى بزرگ را با طنابها به فرمان سكّان بستيم و با نيروى چهار نفرى بر فرمان كشتى مسلط شديم . باد چنان سخت ميوزيد كه كسى نمىتوانست بر روى عرشهء كشتى بايستد و هيچ‌كس نمىتوانست از اين سر كشتى تا آن سر برود . از شدت سروصداى چهار ميخ‌ها « 4 » ناوبانان نمىتوانستند صداى يكديگر را بشنوند فقط آلت‌چىها با كمك علائم و اشارات باهم حرف ميزدند و به يكديگر خبر مىرساندند . رئيس‌ها و بادبان‌داران نمىتوانستند حتى در اطاقهاى خود سر پا بايستند . هرچه در عرشه و سطحهء كشتى بود به انبار برده شد .
هامش
( 1 ) - شهرهاى ساحل غربى هند جنوبى در ايالت ميسور . ( 2 ) - اين سومنات غير از شهر سومنات در شمال غربى هند است . ( 3 ) - منظور پرتغالىهاست كه از همانزمان تا چند سال پس از استقلال هند بنادر « ديو » و « دامان » و ناحيهء « گوا » در سواحل غربى هند را در تصرف داشتند و سرانجام هند مستقل آنها را آزاد ساخت . ( 4 ) - چوبهائى كه به دسته پاروهاى بزرگ وصل مىشود و براى پارو كشيدن به كار ميرود .
مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى ) — صفحة 57 | محمود تفضلى / سيدى على كاتبى / على گنجه لى