بدين منوال ده روزى در دريابار هند با طوفان و بارانهاى تند دست بگريبان بوديم ، چنان كه مادر و فرزند هم يكديگر را نمىشناختند و دوست روى دوست را نمىديد . به همراهان كه در كشتى بودند دلگرمى و نصيحت مىدادم و چندى بعد گفتم همه به « سويورغه » « 1 » آماده باشيد .
اما چشم بصيرت بگشائيد . ان شاء الله انجام كار خير است .
در آن هنگام در دريا ماهىهاى بزرگ به طول دو غدرغه بلكه زياده ديده شد . معلّم « 2 » ها گفتند مبارك است ، نترسيد . به ساحل نزديك هستيم در اينجا جذرومد دريا وجود دارد و اينها علامت بروز جذر است .
چندى بعد به حوالى خليج كوچك جكده رسيدم . در آنجا فرس البحر « 3 » مارهاى بزرگ دريائى و لاك پشتهاى فراوان ديديم كه بر اثر طوفان مثل خرمن روى هم ريخته و « رشتهء بحرى « 4 » » بهم پيچيده ديديم .
كمى بعد رنگ دريا تغيير يافت و رو بسفيدى گذاشت . معلمها كه اين احوال را ديدند فرياد برآوردند كه به گرداب درياى هند مىافتيم .
اين گردابها افسانههاى بىاساس نيست . يكى از آنها در سواحل حبشه در حوالى گردفون و ديگرى در سواحل سند حوالى خليج جگد مىباشد .
در كتب دريانوردى نوشتهاند و ذكر كردهاند كه اگر كشتى به اين
هامش
( 1 ) - به آب پريدن به هنگام خطر .
( 2 ) - راهنماى دريائى كه امير بلوچستان همراه كرده بود .
( 3 ) - اسب دريائى .
( 4 ) - نوعى ماهى و آبزى است كه به شكل طناب مىباشد .